قوانین مورفی

قانون مورفی

آیا تا به حال چیزی در مورد قانون مورفی شنیده اید ؟!!! 

قانون مورفی اینگونه بیان می کند : هر چیزی که بخواهد اشتباه از کار دربیاید، در نهایت اشتباه خواهد شد.

یا می توان گفت : آن چیز وحشتناکی که دوست ندارید اتفاق بیفتد ولی انتظارش را دارید بالاخره سراغ شما خواهد آمد  

یا : درست همان وقتی که نباید اتفاقی بیفتد، آن اتفاق صورت می گیرد

قانون مورفی  http://rabdollahi.com/murphys/
قانون مورفی

 

مثل بارش باران بعد از بیرون آمدن از کارواش 

مثل دیده شدن ما توسط افراد آشنای غیرقابل انتظار در مواردی که در شرایط بدی هستیم و دوست نداریم که دیده شویم  

وقتی که عجله داریم و احتمالاً تاکسی ها برای ما نمی ایستند یا اتوبوس دیرتر به ایستگاه می رسد یا سرویس های تاکسی تلفنی ماشین ندارند یا با ماشین شخصی خود شاهد ترافیک بیشتر یا تصادفاتی در خیابان هستیم

روزهایی که نیاز به وقت بیشتر و تمرکز برای کاری را داریم، تلفن همراه ما بیشتر زنگ می خورد

روزی که باید کار خود را با کامپيوتر تحویل دهید، در همان روز کامپيوتر شما خراب می شود

 

آیا به نظر شما  قانون مورفی اثبات شده است ؟!!!!!! 

شاید مسأله اصلی این نباشد که ثابت شده یا نه و از آن مهمترین این باشد که قبول قوانین مورفی و انتظار آنها نه تنها کمکی به ما نمی کند، بلکه خیلی از اوقات مانع از انجام یک سری اقدامات ما می شود.

واقعیت دیگری که وجود دارد این است که وقتی انتظار چیزی را داریم که ممکن است اتفاق بیفتد، بدون شک خود را برای یک اضطراب آماده می کنیم (صرفنظر از آن اینکه اینطور بشود یا نشود) 

 

آگاهی از رفتارهای تحت کنترل و اراده خودمان 

شاید لازم باشد که گاهی به این موضوع دقت کنیم که در این موارد دقیقاً کدامین قسمت ها تحت کنترل ماست و کارهایی را که می توانیم انجام دهیم را انتخاب کنیم و آن چیزهایی که تحت اختیار ما نیست را رها کنیم تا جریان زندگی ادامه داشته باشد.  

 

یک راهکار ساده برای سنجش قانون مورفی 

می توانید خیلی از اوقات که انتظار قانون مورفی را دارید، با خودتان شرط بندی کنید!! 

آری با خود شرط بندی کرده و بعد دقت کنید که واقعاً چند درصد احتمال بروز این اتفاقات وجود دارد 

موضوع اصلی این است که خیلی از اوقات ما در این چنین شرایطی برای خیلی از اتفاقات دلیل تراشی می کنیم (بدون هیچ استنباط و منطقی )

خیلی از اوقات که اوضاع بر وقف مراد نیست، سوالی (و شاید بهتر باشد بگوئیم نگرانی) که در ذهن ما می آید این است اگر فُلان اتفاق هم بیفتد که وای . . .  اوضاع این چنین و آن چنان خواهد شد و حالا آن موقع چه کنم !!! و اتفاقاتی را پیش بینی می کنیم که  احتمالاً در شرایط عادی آن وقاعی آنچنان اذیت کننده نیست و در خاطرمان نخواهد ماند ولی در این شرایطی که اوضاع بر وقف مراد نیست، اگر اتفاق بیفتد حتماً در خاطرمان خواهد ماند (چرا که توجه دروازه حافظه است ) 

اجازه دهید مثالی بزنم : 

فرض کنید شما با وسایل عمومی رفت و آمد می کنید و حالا یک روز که عجله دارید، اگر درگیر ترافیک یا مسائلی چون دیرآمدن وسایل نقلیه عمومی شوید، مطمئناً خاطره این روز در ذهن شما می ماند چرا که توجه زیادی به زمان خود دارید ولی روزهای دیگری که عجله نداشتید و زمان برایتان خیلی در اولویت نبوده، به یاد ندارید که شاید آن روزها هم درگیر ترافیک و . . . . شده باشید

حالا فهم موضوع قانون مورفی چه فایده ای برای ما خواهد داشت ؟

اولین مورد اینکه در شرایط بحرانی و خاص فقط توجه به این داشته باشیم که چه اقداماتی کاملاً تحت کنترل و انتخاب ماست و آنها را انجام دهیم و واقعاً اگر به زبان ساده بخواهم بگویم : بی خیال اموری شویم که تحت کنترل ما نیست 

و دومین مورد اینکه  خیلی از اوقات ما در این شرایط دست به اقدام نخواهیم زد چرا که تصور اتفاق افتادن قانون مورفی، ما را از انجام امور باز می دارد و به نوعی انگیزه انجام کار را از دست خواهیم داد 

دست از این بهانه ها و دلیل تراشی ها برداریم و تصمیم خودمان را عملی کنیم.

 

 

انسانی که بخواهد کاری را انجام دهد راهش رو پیدا می کند

و انسانی که نخواهد کاری رو انجام دهد  بهانه اش رو پیدا می کند

 

 

اشتراک گذاری:
مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید