نیازهای اساسی در نظریه انتخاب

مفهوم نیازهای اساسی در تئوری انتخاب

همه ما انسانها در زندگی نیازهایی داریم و همیشه برای رفع این نیازها در حال تلاش هستیم و شما هیچ زمانی نیست که رفتاری انجام دهید که به رفع نیازی ختم نشود، البته که ممکن است رفتار و یا تلاش ما بی ثمر باشد یا ما از نیاز خود آگاه نباشیم.

برای درک بهتر این موضوع شاید بهتر باشد که این طور بیان کنم که ما همیشه به دنبال خواسته های خود هستیم.

لیستی از خواسته های ما :

  • شغل ایده آل
  • مدرک دانشگاهی
  • خانه زیبا و راحت
  • ماشین لوکس
  • یک موبایل با امکانات بالا
  • خوردن غذای خوشمزه
  • یک خواب آسوده
  • داشتن لباس های مورد علاقه
  • یک صحبت دلنشین با یک دوست خوب
  • رفتن به یک مسافرت لذت بخش
  • بازی کردن و شوخی کردن
  • رابطه عاطفی دوست داشتنی
  • بالا رفتن از یک قله
  • پیاده روی در طبیعت
  • کمک کردن به دیگری (مالی یا انجام کاری برای او)

و هزاران تا خواسته های دیگر که به هرحال ما از صبح تا غروب برای رسیدن به آنها در حال تلاش هستیم

کته مهم اینجاست که خواسته با نیاز متفاوت است، ما خواسته های خود را انتخاب می کنیم که جواب گوی نیازهای ماب باشد. گاهی یک خواسته می تواند چند نیاز از ما را برآورده کند (هرچند که ما از این نیاز اساسی بی خبر باشیم)

آقای دکتر ویلیام گلسر روانشناس بین المللی که به واسطه نظریه انتخاب و واقعیت درمانی خود معروف شده است، بر اساس نظریه خود نیازهای اساسی انسان را به 5 دسته تقسیم می کند

نیازهای اساسی در نظریه تئوری انتخاب

نیاز http://rabdollahi.com/need
نیازهای اساسی در تئوری انتخاب

نیاز به بقاء :

یعنی نیاز به غذا و پوشاک و سرپناه و دور بودن از هرگونه تهدید و خطر و به نوعی داشتن امنیت. اصولاً فردی که نیاز به بقاء بالایی دارد، اهل ریسک نیست و یک سبک زندگی معین و مشخصی را می پسندد، همیشه مواظب سلامتی خود می باشد. امنیت شغلی برای او بسیار مهم است و با توجه به فهم و ادراک خود به دنبال پس انداز در آینده و زمان پیری و بازنشستگی است.

به احتمال خیلی زیاد او فردی با نظم و انضباط، مرتب و قابل اعتماد است. حواسش به دخل و خرج زندگی اش است و برای مریضی های خود بیشتر نگران می شود.

باید گفت که این نیاز اولین نیاز آدمی است و از این حیث کاملاً مشابه موجودات دیگر است.

 

نیاز به عشق و تعلق :

فردی که این نیاز را بیشتر دارد معمولاً فردی مردم دار است. نه تنها دوست دارد که مورد علاقه و دوست داشتن و مهر و محبت قرار گیرد، بلکه به شدت علاقه مند به عشق ورزیدن و دوست داشتن دیگران هم می باشد. کمک کردن به افراد برایش اولویت زیادی دارد، دغدغه سلامتی و مشکلات اطرافیان و اعضای خانواده خود را دارد. زمان های بیشتری را برای ارتباط گرفتن حضوری و تلفنی با اطرافیان خود در نظر می گیرد و از بودن در محافل اجتماعی لذت می برد.

شاید بتوان گفت که این فرد عاطفی تر و صمیمی تر است و احتمالاً از دید دیگران انسانی گرم و مهربان و دلسوز است و در نبود افراد جویای احوالشان است.

 

نیاز به قدرت و شکوفایی :

فرد با نیاز بالای پیشرفت و شکوفایی می گوید که انسان برای خودش باید کَسی باشد. همیشه به دنبال پیشرفت و رشد شخصی و یادگیری و ترقی است. معمولاً دوست دارد در هر جنبه ای از زندگی که ورود می کند، بیشتر دیده شود و به نوعی اول باشد. در زندگی خود دائماً به دنبال اهداف شخصی خود می باشد.

او اعتقاد دارد که باید برای موقعیت های خوب تلاش کرد (هرچیزی باید بهترین باشه). به دنبال دستاوردهای مالی و اجتماعی است و معمولاً رقابت هم دوست دارد. در روابط خود به دنبال دیده شدن و تحسین گرفتن است. معمولاً از رهبری کردن و هدایت کردن افراد لذت می برد و احترام برای او از ارزشهای مهم به شمار می آید.

 

نیاز به آزادی و خود مختاری :

او به دنبال استقلال شخصی خودش است. دوست دارد که کنترل زندگی شخصی خود را به عهده بگیرد. در هر جنبه ای از زندگی خود باید آزادی عمل و آزادی انتخاب داشته باشد. مکان های جدید و فضای های باز را دوست دارد. او از تنهایی خود لذت می برد (به نسبت دیگران).

خاص بودن و متفاوت بودن جزء علاقیات این شخص است. او انسانی منحصر به فرد است و از این حیث در اطرافیان خود شناخته می شود. باید گفت که شاید یک مقدار شبیه کسانی باشد که نیاز به قدرت و شکوفایی بالایی دارد. ولی وجه تمایز این دو این است که شخصی که به دنبال آزادی است، استقلال و کنترل شخصی و خاص بودن را برای خودش می خواهد و ممکن است که برایش مهم نباشد که دیگران را رهبری کند و به شدت از اینکه دیگران او را کنترل کنند، بیزار است. او می گوید که آزادی را به بهای هیچ چیز نمی پردازم

نیاز به تفریح :

او در هرمکانی تفریح کردن و شوخی کردن را در نظر می گیرد. بازی و خنده و جدی نبودن برایش مهم است. از کارهای کسل کننده بیزار است. بعضی از اوقات با کارهای ناگهانی هم ارتباط خوبی برقرار می کند. معمولاً هرجا که خوش گذرانی باشد، او هم هست.

حضور او در میهمانی ها و جشن ها و دورهمی ها معمولاً به واسطه تفریح است در صورتی که فردی که نیاز به عشق و علاقه بالایی دارد، بیشتر به خاطر تعاملات اجتماعی به این مراسم می آید. به دنبال افرادی مثل خودش می گردد و اطرافیان او برای مراسم خوش گذرانی او را دعوت می کنند.

 

کلیاتی در مورد نیازها و نحوه شناخت و رفتارهایی که ما انجام می دهیم

این نیازها در افراد به صورت ژنتیکی است و باید گفت که همه این پنج نیاز را دارند(بعضی ها نیازی را کمتر و نیازهایی را بیشتر) ولی هیچ شخصی ظرف نیازهایش با دیگری برابر نیست (حتی دوقلوها)

ما هیچ انتخاب و اختیاری در نیازهای اساسی خود نداریم، ولی برای نوع برطرف کردن و پر کردن ظرف این نیازها (نوع رفتار و خواسته ای که انتخاب می کنیم) کاملاً حق انتخاب داریم

این نیازها هیچ سلسله مراتب و اولویتی ندارند و اولویت آنها برای یک شخص، میزان تحریک پذیری و میزان کم و زیاد بودن آن مشخص می کند. می توان نتیجه گرفت که ممکن است در دورانی یا ساعاتی یا روزهایی یک شخص بیشتر برای یکی از نیازهایش وقت بگذارد و در دورانی دیگر به یک یا چند نیاز دیگر بپردازد.

لازم به ذکر است که هر رفتاری که ما انجام می دهیم (هرکاری که از ما سر می زند) برای برآورده کردن یک یا چند نیاز ما است و می توان گفت که رفتاری که بتواند بیشترین نیاز ما را پاسخگو باشد، موثرتر است

هرگز با دیدن رفتارها و خواسته های شخص نمی توان به این نتیجه رسید که این شخص وضعیت نیم رخ نیازهایش به چه صورت است، چرا که افراد ممکن است در آن لحظه و یا در آن دوران از سمت یکی از نیازهای خود بیشتر تحریک شده باشند و لذا برای برطرف کردن آن در تلاش باشند. حتی تست های مرتبط هم به صورت دقیق نمی تواند مشخص کند و همچنین خواسته لزوماً نیاز را مشخص نمی کند چرا که با توجه به ادراک متفاوت هر انسانی، هر خواسته ای برای او معنایی متفاوت دارد و در جهت رفع نیازی متفاوت است

یکی از بهترین ابزارها بررسی نیازهای شخص بررسی او در موقعیت های مختلف و فهم دنیای مطلوب (دنیای ایده آل) او است، چرا که دنیای مطلوب او جایی است که بیشترین نیازهای او برآورده می شود.

جمع بندی مفهوم نیازها :

به این نتیجه رسیدیم که اگر قرار باشد که به نوعی حالمان خوب باشد، باید وضعیت این نیازهای ما در حالت متعادلی باشد و برای این منظور باید از خودمان سوالات مناسبی بپرسیم :

  • خواسته ای که هم اکنون من دارم، چگونه می تواند به رفع این نیاز یا نیازهای من کمک کند ؟
  • کاری که هم اکنون من انجام می دهم، آیا من را به خواسته ی مورد نظر و همچنین نیازهای پشت آن می رساند ؟
  • هدفی که برای خود تعیین کردم، قرار است که جوابگوی کدامین نیازهای من باشد ؟
  • آیا می توان با تغییر خواسته ها یا رفتار خودم به نتیجه مطلوب تری برسم و با زمان و هزینه کمتری نیازهای خود را ارضاء کنم ؟
  • رفتاری که به صورت عادت در حال انجام آن هستم، آیا هنوز هم به طور موثر پاسخگوی نیازهای من می باشد ؟

نکته پایانی در مورد نیازها :

از آنجایی که ما همیشه به دنبال نیازهای خود هستیم و تمامی رفتارها و خواسته های ما برای رفع آنهاست، باید در نظر بگیریم که تمامی انسانهای دیگر هم درست مثل ما هستند و تمامی تلاش های آنها برای این منظور است و ما باید در تعاملات و ارتباطات خود این نکته را همیشه مدنظر داشته باشیم

یکی از مولفه های شادی از دیدگاه تئوری انتخاب، توانایی رفع نیازهای خود بدون زیرپاگذاشتن نیازهای دیگری است.

 

 

اشتراک گذاری:
مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید