دنیای مطلوب

دنیای مطلوب

دنیای مطلوب http://rabdollahi.com/qualityworld
دنیای مطلوب

دنیای مطلوب چیست ؟

نظرتون نسبت به عکس بالا چیست ؟

آیا به نظر شما برای یک مدتی دوست دارید در این مکان زندگی کنید ؟

اگر می توانستید اندکی در این مکان در ذهن خود اصلاحاتی انجام دهید کدامین قسمت ها را ویرایش می کردید ؟

اصلاٌ از این مکان خوشتان می آید ؟

اگر قرار باشد که با افرادی در این مکان یا مکان دلخواه خود باشید، این افراد چه کسانی بودند ؟

اگر از منزل خود یک چیز و فقط یک چیز قرار بود که به این مکان یا مکان اصلاح شده توسط خود ببرید، این شیء چه بود ؟

موضوع از این قرار است که هیچ دو نفری نیستند که دقیقاً جوابشان برای سوالات بالا مشابه یکدیگر باشد !!!!

همه ما در ذهن خود یک دنیای ایده آل یا دنیای مطلوب مورد نظرمان را داریم که یا تصور زندگی را در آن می کنیم و یا برای به دست آوردنش در حال تلاش هستیم، و می توان گفت که از صبح تا شب برای هرچه نزدیک تر شدن به این دنیای مطلوب در تکاپو هستیم. (یا با امیدواری و یا با ناامیدی)

هرچند ممکن است که خیلی ها خود را لایق خیلی از چیزهای درون این دنیا ندانند ولی حتماً در ذهن خود تصویریش را به روشنی دارند یا حداقل برای به دست آوردن اندکی از آنها در تلاش هستند.
علاوه بر این که در این دنیا چیزهای مورد علاقه ما بسیار هستند، افراد محبوبی هم هستند که در این دنیای ذهنی نقش بسزایی دارند.

اجازه بدهید اجزای این دنیای مطلوب ذهنی را برای شما شرح دهم :

اجزای دنیای مطلوب :

چیزها : تمامی چیزهای مورد علاقه ای که ما آنها را دوست داریم و خواستار به دست آوردن و نگهداشتن آنها هستیم و ممکن است حتی خیلی از آنها را داشته باشیم و هم اکنون وابسته شان باشیم. این چیزها شامل همه چیز می تواند باشد مثل : وسایل – نوع ماشین – وسایل الکترونیکی مورد علاقه – غذاهای محبوب – مکان های دوست داشتنی – رنگ اشیاء – و ……

افراد : افرادی که آنها را دوست داریم و یا شدیداً خواستار بودنشان هستیم و یا میل به وقت گذراندران با آنها هستیم یا ممکن است که این افراد اصلاٌ ما را نشناسند ولی ما به آنها علاقه داشتیم و برایشان احترام قائل باشیم ( مثل انسانهای معروف امثال خوانندگان مورد علاقه و انسانهای مشهور و یا نویسنده کتاب های مورد علاقه مان یا بازیگران فیلم های محبوبمان )

باورها و اعتقادات : تمامی افکار و اعتقادات مورد پسند ما یا حتی طرز نگرش ما نسبت به این جهان – قوانین ارزشمند از نظر ما – باورهای قابل احترام برای ما – چهارچوب های اعتقادی ما

نحوه پیدایش این دنیای مطلوب :

وقتی نوزادی پا به این جهان می گذارد، می توان گفت که تقریباً هیچ چیزی در دنیای مطلوب خود ندارد، البته که او نیازهای اولیه ای چون غذا (شیر مادر) ، مهر و محبت، نگهداری و مراقبت دارد.

بچه گریه می کند و مادر او را در آغوش می کشد، او شیر می خواهد و مادر به او شیر می دهد، مادر او را می خواباند و در مواقع لازم او را از شر پوشک کثیف خود رهایی می دهد. و واقعاً یک انسان اگر نیازهایش همیشه رفع بشود، چه چیز دیگری نیاز دارد !! و حال تصور کنید که اگر یک شخصی تقریباً هر نیازی از شما را برآورده کند، شما چه ذهنیتی نسبت به او خواهید داشت ؟

و این طور می شود که مادر به عنوان اولین شخص و یا شاید بزرگترین فرد در دنیای مطلوب نوزاد شکل می گیرد و کم کم این تصویر پر رنگ تر می شود.

کم کم او شروع به بزرگتر شدن می کند و افراد دیگری هم در برآورده کردن نیازهای او سهیم خواهند بود

او کم کم به واسطه تعامل با جهان بیرونی علاقه مندی های دیگری هم پیدا می کند

هرچیزی که او به آن علاقه مند می شود تصویرش را در دنیای مطلوب خود حفظ می کند

از افراد مورد علاقه اش (افراد مهم در دنیای مطلوب ) تفکرات و ارزشها و قانونهایی را دریافت می کند و در دنیای مطلوب خود این باورها را جای می دهد

همینطور که او بزرگتر می شود، می توان گفت که هر انتخابی که می خواهد بکند، بر اساس نزدیکی آن به دنیای مطلوبش یا حداقل به امید برآورده شدن تصویری از دنیای مطلوب خود انجام می دهد. البته باید گفت که در خیلی از مواقع هیچ کدام از انتخاب ها ممکن است آن چیزی نباشد که شخص دوست داشته باشد، ولی به هرحال آن انتخابی را انجام می دهد که نزدیک تر به دنیای مطلوب و بیشتر در جهت رفع نیازهایش است

اگر دنیای مطلوب را لایه لایه در نظر بگیریم می توان گفت که در لایه اول مهمترین و دوست داشتنی ترین افراد زندگی ما هستند و همچنین مهمترین چیزها که شاید به آنها خیلی وابسته هم باشیم و مهمترین اعتقادات ما هم در این لایه اول وجود دارد، شاید اعتقاداتی که بعضی از انسانها به خاطر آنها حاضرند جان خود را فدا کنند و می توان حدس زد که به ترتیب در هر لایه ای چه افرادی و چه چیزهایی و چه باورهایی وجود دارد !!

افراد خانواده برای اکثر انسانها در لایه اول هستند. و اگر ارتباط شخصی با این افراد خانواده خوب باشد، معمولاً چهارچوب های خانوادگی هم در لایه های اولیه این دنیای مطلوب هست. و باید در نظر گرفت که از دست دادن این عزیزان بسیار سخت و معمولاً نیاز به زمان خواهد داشت.

خیلی از اوقات دلیل ناراحتی های فراوان و یا به ندرت نفرت بعضی ها از افراد به خانواده ی خود دقیقاً به واسطه این است که آنها نقش مهمی در دنیای مطلوبشان دارند . واقعیت این است که اگر کسی برایمان مهم نباشد طبیعتاً ما از برخوردهای مخالف میل خود که از طرف او صادر می شود، ناراحت نمی شویم

هیچ کسی به زور نمی تواند چیز یا شخص یا باوری را در دنیای مطلوب شخص دیگری جای نهد البته که دیگران می توانند در تغییر تصاویر این دنیای مطلوب تأثیر گذار باشند

شاید این طور دقیق فکر نکرده باشیم که واقعاً تصاویر دنیای مطلوب ما چه چیزهایی هستند، اما می توان در نظر گرفت که هر آن چیزی که معمولاً به ما احساس خوبی می دهد، نزدیک است به دنیای مطلوب ما
حالا که فهمیدیم این دنیای مطلوب چیست، دانستن آن به چه کاری می آید؟

دلیل دانستن دنیای مطلوب :

اجازه بدهید که فرآیندی را برای شما مثال بزنم :
مردی را در نظر بگیرید که از یک سنی به بعد به واسطه تعامل با جهان بیرونی کم کم زن مورد علاقه ی خود را در دنیای مطلوبش به تصویر کشیده است. او با شخصی آشنا می شود که به تصور خود شبیه به همان تصویر است و چون او شیفته این تصویر است به این زن هم علاقه خواهند شد. در شروع آشنایی سعی می کند که بیشتر با این شخص آشنا شود به امید آن که او بیشتر شبیه تصویر دنیای مطلوبش باشد و میزان علاقه مندی اش افزون گردد (البته که این مرد باید مقداری شبیه به مرد مورد علاقه ی دنیای مطلوب زن هم باشد که تا میل به آشنایی دو طرفه باشد) کم کم هر دو طرف به واسطه علاقه مند شدن به یکدیگر و پر رنگ شدن تصویر دیگری در دنیای مطلوب خود، سعی می کنند تا می توانند خود را بیشتر در دنیای مطلوب دیگری جای دهند ( چه آگاهانه و یا ناآگاهانه )

کاملاً قابل پیش بینی است که به دنیای مطلوب دیگری بی احترامی یا توهین نمی کنند، با دیگری بد رفتاری نمی کنند، به اعتقادات او احترام می گذارند، چون هر کدام از این کارها باعث می شود که مشکل در ورود به دنیای مطلوب دیگری پیدا کنند (البته باز هم باید گفت یا متوجه هستند یا نیستند ولی به هرحال این کار را انجام می دهند) ولی با تمام این موضوعات هیچ کسی دقیقاً شبیه این تصویر دنیای مطلوب نیست.

حالا بعد از این که در دنیای مطلوب همدیگر جای می گیرند، معمولاً دیگر تلاش برای علاقه مندی دیگری انجام نمی دهند و یا حداقل کمتر این کار را انجام می دهند و شاید بتوان گفت که کم کم اختلافات و تعارضات شروع به دیده شدن می کند.

رفتاری مثل انتقاد نوعی از بی احترامی به دنیای مطلوب دیگری است.
دنیای واقعی یا دنیای بیرونی برای همه ما یکسان است ولی هرکدام از ما به نوعی این دنیا را ادراک می کنیم که البته یکی از مهمترین عوامل ادراک، به خاطر دنیای مطلوب ما است و به واسطه ارزش گذاری ای که به نمایندگی از دنیای مطلوب خود از چیزها داریم.

بی آنکه بدانیم به راحتی انگشت اتهام خود را به طرف اعتقادات دیگران می بریم

خیلی راحت علاقیات دیگران را مسخره می کنیم به امید آنکه آنها دست از این علاقیات بردارند (ناغافل از اینکه با این کار باعث بیرون آمدن خود از دنیای مطلوب دیگری می شویم)

معلم یا والدی که به زور می خواهد به فرزند یا دانش آموز خود چیزی را بفهماند

خیلی راحت نظرمان را به نظر دیگری ترجیع می دهیم و برچسب نفهمی به دیگری می زنیم

در برنامه ای یک سخنران در حال ایفای نقش است، من می گویم که واقعاً عالی سخنرانی کرد و دیگری می گوید واقعاً که مزخرف بود ( البته که هر دو به سخنان یک شخص گوش می کردیم)

همانطور که بچه ها رفتار افراد مورد علاقه ی خود را تقلید می کنند، ما آدم بزرگ ها هم رفتارها و افکار و اعتقاداتمان را از افراد دنیای مطلوبمان تأثیر می گیریم

پدر و مادری که به شدت در دنیای مطلوب فرزندشان هستند، به راحتی می توانند تأثیر گذار بر رفتار و اعمال فرزند باشند

معلمی که رابطه ی خوبی با شاگردان خود برقرار می کند، حتماً این شاگردان درس او را بهتر فراخواهند گرفت

مدیری که رابطه ی بهتری با کارمندان خود برقرار می کند، آن کارمندان با خلوص نیت بیشتری کار می کنند

یادم می آید که یکی از بزرگترهای فامیل در نوجوانی به من نصیحت های خوبی می کرد و بسیار برای آینده مورد علاقه ی من مفید بود، ولی من هیچ وقت توجه ای به حرفهای او نمی کردم و شاید بتوانم بگویم که در بعضی از موارد فقط طوری رفتار می کردم که شبیه حرف او نباشد، چون او به واسطه انتقادها و بی احترامی به بعضی از اجزای دنیای مطلوب من باعث شده بود که هیچ جایی در دنیای مطلوب خود برای او در نظر نگیرم

پدری در رابطه با نوجوانش احساس ناامیدی می کرد و می گفت که واقعاً از رفتارهای او بیزار است و بسیار نگران سلامتی او به واسطه رفتارهای پرخطرش بود، و این پدر ابراز این موضوع را می کرد که دیگر نمی خواهد، پسر نوجوانش به من علاقه مند باشد ولی حداقل دست از این کارهای پرخطر خود بردارد و حداقل یک زندگی سالم ولی مطابق میل خودش (یعنی خود نوجوان) داشته باشد، ولی واقعیت این بود تا زمانی که رابطه پدر و فرزند خوب نمی شد، دلیلی وجود نداشت که آن نوجوان به حرف او گوش کند

با توجه به این مثالها و توضیحات می توانید حدس بزنید که فهم دنیای مطلوب خود و دیگران چه سودی می تواند داشته باشد!!!

در پایان خواهم گفت که دنیای مطلوب خود را شناسایی کنید، و همچنین به افراد نزدیک و مورد علاقه خود در مورد این دنیای خود اطلاعات بدهید و از دنیای مطلوب افراد نزدیک خود اطلاعات داشته باشد و نکته مهم اینکه برچسب خوب یا بد به دنیای مطلوبشان نزنید.

 

 

جمله ای از دکتر ویلیام گلسر :

دکتر ویلیام گلسر http://rabdollahi.com/qualityworld
Dr William Glasser

اگر افراد می توانستند یاد بگیرند که آنچه برای من خوب است،

لزومی ندارد که برای دیگران هم خوب باشد، آن گاه دنیای شاد و خوشایندتری می داشتیم.

اشتراک گذاری:
مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید