مسئولیت پذیری چیست؟

مسئوليت پذيری

هدف از این مقاله معنی کلمه مسئولیت پذیری یا نقش مسئولیت پذیری در خانواده یا سازمان نیست بلکه هدف عنوان کردن ويژگیهای یک انسان مسئولیت پذیر می باشد و صحبت از مقوله مسئولیت پذیری در زندگی شخصی

طبیعتاٌ انسان همیشه از مسئولیت پذیری به دور بوده است چرا که ساختار مغز به گونه ای است که همیشه از چالش ها و دردسرها دوری می کند ولی در عین حال باید فواید آن را در نظر گرفت و همچنین سوء تفاهم هایی که در این موضوع وجود دارد را بررسی خواهم کرد

ممکن است در خیلی از کتابهای موفقیت یا مطالب انگیزشی یا صفحات اجتماعی کلمه مسئولیت پذیری را دیده یا شنیده باشید که البته ممکن است بدین صورت بیان شوند :

  • مسئولیت تمام تصمیم های خود را به عهده بگیرید
  • شما مسئول رفتار دیگران نیستید
  • شما فقط مسئول موفقیت خود هستید
  • مسئولیت همه چیز را در زندگی به عهده خود بگیرید
  • شما 100% در یک رابطه مسئول هستید

واقعاٌ وقتی به این جملات یا مشابه آنها فکر می کنیم، شاید بار سنگینی را روی دوش خود احساس کرده و یا شاید قبول کردن بعضی از آنها بسیار مشکل باشد

اجازه دهید اندکی بررسی کنیم و ببینیم که واقعاً برای چه اموری ما مسئول هستیم و واقعاً در چه مواردی مسئول نیستیم

مطالعات نشان داده که افراد معمولاً نمی دانند که مسئولیت چه چیزی را به عهده باید بگیرند و بیشتر درگیر افکار و مسئولیت هایی هستند که به هیچ عنوان به آنها ربطی ندارد

در فلسفه همیشه صحبت بر این بوده که آیا شرایط زندگی جبر است یا اختیار !!

وقتی به افراد بگوئید که شما همیشه انتخاب دارید، آنها خواهند گفتند ما همیشه انتخاب نداریم و خیلی از شرایط تحت کنترل ما نیست و ما هرگز همچین شرایطی را انتخاب نکرده ایم

واقعاً سوال اصلی اینجاست که ما انتخاب داریم در هر شرایطی یا زندگی جبر است و یا چیزی میان آنها !!

برای اینکه جواب بهتری به این سوال بدهیم باید بدانیم که ما دقیقاً کجا حق انتخاب داریم ! و هرجا که سهمی در انتخاب کردن داشته باشیم، به همان میزان سهم مسئولیت انتخاب خود را خواهیم داشت

فهم یک موضوع برای درک مسئولیت پذیری و انتخاب بسیار موثر است و آن این است که :

ما به هیچ عنوان مسئولیت شرایط زندگی خود را نداریم و فقط مسئول تجربه هایی که از شرایط داریم هستیم 

ما هرگز نمی توانیم تصمیمات و شرایطی که تحت کنترل ما نیست تغییر دهیم، اما می توانیم نحوه  پاسخ خود و احساسی که به آن موقعیت داریم را با انجام اعمال تحت کنترل خود تغییر دهیم 

مثال هایی از شرایط غیر قابل کنترل و یا بسیار بسیار محدود

  • ژنتیک و افراد خانواده و قد و پوست و مو و خصوصیات ظاهری و محل تولد و ….
  • نوع رانندگی دیگران و نحوه برخورد و نوع صحبت کردن آنها
  • اتفاقاتی مانند شرایط آب و هوایی و زلزله و . . .
  • شرایط گذشته خود
  • قوانین جامعه و بالا و پائین شدن های اقتصادی

و شرایطی که ما هیچ کنترلی نداریم، چرا باید مسئولیت آن را بپذیریم !! ولی سوال اصلی اینجاست که وقتی این اتفاقات افتاد دو راه پیش روی من است :

  1. این شرایط که به من ربطی ندارد و من کاری هم نمی توانم بکنم و عملاً یعنی جبر و  اعلام می کنم این شرایط است که باعث می شود من افسرده یا ناراحت یا عصبانی باشم
  2. در این که این شرایط اتفاق افتاده است و من هرگز در وجود آنها نقش نداشتم شکی نیست، ولی از این لحظه این من هستم که باید انتخاب کنم که چگونه آنها را تفسیر کنم و چه کاری با توجه به شرایط فعلی انجام دهم

منظور من دقیقاً کار و تجربه ای است که شما این لحظه انتخاب می کنید و ما دقیقاً مسئول از این قسمت به بعد هستیم و نه اتفاقی که هم اکنون افتاده است

هیچ وقت شرایط و اتفاقات تأیین کننده رفتارهای ما نیستند بلکه تفسیر و ادراکی که ما از آن رویداد می کنیم رفتار و احساس ما را شکل می دهد (البته که اتفاقات دعوت کننده و تأثیر گذار برای احساسات و رفتارهای ما هستند)

مسئولیت پذیری http://rabdollahi.com/responsibility
سیستم شکل گیری یک رفتار یا احساس

 

 

اگر به عکس بالا دقت کنید متوجه خواهید شد که وقتی یک اتفاقی در جهان بیرون از ما روی می دهد از چند مرحله در مغز و ذهن ما گذر خواهد کرد سپس نسبت به آن احساس و رفتار (همان عکس العمل ) خود را بروز می دهیم. یعنی اول ما باید آن را به نوعی از حواس پنجگانه خود دریافت کنیم و بعد به واسطه اطلاعاتی که از آن موضوع داریم برچسب خوب و بد و خنثی می زنیم و در ادامه به واسطه ارزشی که آن رویداد برای ما دارد (به سبب علاقیات کلی و یا خواسته اکنون خود) آن اتفاق را تفسیر و تجربه خواهیم کرد و حال می توان گفت ما 100% مسئول آن تجربه و تفسیر و ادراک از شرایط و آن رویداد هستیم

حال که موضوع بیشتر باز شده است اجازه دهید تا مثال های بیشتری از مسئولیت هایی که در زندگی به عهده ما است را خدمت شما ارائه دهم

  • اگر من میزان IQ کمتری دارم هرگز نسبت به میزان IQ اولیه خود مسئولیت ندارم ولی مسئول میزان تلاش خودم هستم
  • من مسئول نوع ساز و کار بدن خودم نیستم ولی حتماً مسئول نوع برخورد با بدن و نوع غذا خوردن و کارکشیدن از بدن خود هستم
  • من مسئول اون سطح از هوشیاری و توجه ای هستم که به زندگی خود می آورم
  • من مسئول رفتار شخص مقابل در روابط خود نیستم ولی مسئول ماندن و ادامه یا ترک آن رابطه هستم
  • من مسئول چگونگی برخورد و رفتارم با دیگران هستم. فارغ از اینکه دیگران با من چه رفتاری می کنند
  • من مسئول معنادادن به اتفاقات زندگی خودم هستم  یا مسئول شکست در معنادهی وجودم
  • من مسئول رضایتمندی و خشنودی و افسردگی و ناراحتی خود هستم
  • من مسئول تمام جنبه های زندگی خودم اعم از مادی ، احساسی ، شناختی ، فکری و معنوی هستم (دقت کنید جنبه های زندگی نه شرایط زندگی )

 

در موضوع مسئولیت پذیری دنبال این نخواهیم بود که مقصر را پیدا کنیم و یا دنبال سرزنش کردن و پیدا کردن گناهکار باشیم بلکه بحث اصلی اینحاست که ما عامل اصلی برای رفتار و اقدامات و افکار و احساسات  خودم هستیم

مسئولیت پذیری اصلاٌ سرزنش و احساس گناه نیست بلکه به نوعی احترام به خود است

وقتی متوجه میزان مسئولیت پذیری و جنبه های آن و حیطه های انتخاب های خود می شویم بدون شک در بهترین وضعیت خود یا بالاترین توان خود خواهیم بود

افرادی که مسئولیت پذیری را در خود گسترش می دهند  حقیقتاً می توانند در هر شرایطی خود را صادقانه ارزیابی کنند

انسانهای مسئولیت پذیر به جای شکایت کردن های مکرر از دیگران و موقعیت ها، یک سوال اساسی از خود می پرسند :

سهم من در این شرایط چیست و از این به بعد چه مسئولیتی من دارم و بهترین کاری که در این لحظه می توانم انجام دهم چیست؟

 

اشتراک گذاری:
مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید