تعریف کردن

چقدر با این نظر موافقید که تعریف کردن از دیگران و اطرافیان باعث میشود که افراد حد و حدود خودشان رو ندانند و به قدر کافی کارهای خود را خوب انجام ندهند و به اصطلاح شاید هم “پُررو” بشوند !!!؟

خیلی از اوقات شاید شنیده باشیم یا خودمان از این جملات استفاده کنیم :

  • نه بابا تعریف می کنی ازش پررو میشه
  • نه بابا اگه بگی کارش خوبه، دیگه نمی تونی جمعش کنی و . . .
  • نه نمی خواد تعریف کنی، اینجوری دیگه پیشرفت نمی کنه
  • اگه ازش تعریف کنم، با خودش فکر می کنه که دیگه کی هست !!

دلایل تعریف نکردن از دیگران :

 

تعریف نکردن http://rabdollahi.com/saucy

 

سوال اینجاست که ما چرا از دیگران تعریف نمی کنیم !!

  1. ما تصور این را داریم که با تعریف کردن از دیگران، موقعیت فعلی خود را خراب می کنیم، مخصوصاً که اگر در حیطه از شخص مقابل تعریف کنیم که خودمان هم در آن حیطه در حال فعالیت هستیم یا اینکه شخص مقابل از لحاظ موقعیت اجتماعی با هم رده باشد که البته این از عدم وجود عزت نفس می باشد
  2. اکثر ما در فرهنگی بزرگ شدیم که تعریف و حمایت را از والدین خود دریافت نکردیم و یا در مدارس همیشه دنبال ایده آل ها بوده اند و تصور بر این بود که با تعریف کردن، احتمال پیشرفت دانش آموز گرفته می شود و همین باعث شده تا رفتارهای عادتی ما بیشتر انتقاد کردن و سرزنش کردن و گله کردن باشد تا رفتارهایی مثل تشویق و حمایت
  3.  خیلی از ما تحت تأثیر کمال گرایی منفی هستیم و تبلیغات رسانه ای ما همیشه پر شده از تصاویر بی نقص و دنیای ایده آل ذهنی، لذا همه چیز را با ایده آل ها در نظر می گیریم و خب به راحتی نمی توانیم از چیز یا کسی تعریف کنیم
  4. نگران از این هستیم که شاید دیگران فکر کنند که ما چاپلوسی می کنیم (مخصوصاً وقتی که از بالا دستیِ خود قصد تعریف داشته باشیم) و در حقیقت روش درست تعریف کردن را یاد نگرفتیم

و اما اتفاقی که در واقعیت می افتد

وقتی ما روی اشتباهات و یا اخلاقیات بَد شخص دیگر (که البته از از نظر نظام ارزشی ما شاید مشکل داشته باشد) توجه می کنیم و به آنها اشاره می کنیم، شخص مقابل در صدد توجیه یا انکار این موضوع خواهد بود

و اگر او هم بتواند، حتماً در شرایط مشابه اشتباه ما را پیدا خواهد کرد و نکات منفی ما را بازگو می کند و در این حالت درون یک چرخه ای از انتقاد و گله و شکایت و سرزنش قرار خواهیم گرفت و فقط به دنبال اشکالات و اشتباهات و رفتارهای ناپسند همدیگر هستیم.

دقت کنید که افراد در بحث ها و مشاجرات فقط دیگران رو مقصر می دانند و از رفتارهایی مثل انتقاد و سرزنش استفاده می کنند. و در این به اصطلاح (بگومگوها) نه تنها کسی حرف دیگری را تأیید نمی کند، بلکه اشتباهات و رفتارهای بد طرف مقابل را  هم به رُخش  خواهد کشید و یا دلیل رفتارهای اشتباه خود را رفتارهای دیگری می داند.

ولی فقط کافی است که یکی از طرفین اعتراف به اشتباه یا خطای خود کند و یا  عذرخواهی کند، در این صورت شخص مقابل هم معمولاً به اشتباه خود اعتراف می کند و اگر هم این کار را نکند، حداقل سکوت خواهد کرد  و بحث را ادامه نمی دهد.

خیلی از اوقات شاید دیده باشیم که در یک دعوا یا مشاجره به محض اینکه کسی خود را مقصر می داند و عذرخواهی می کند، طرف مقابل هم احتمالا در جواب این چنین خواهد گفت :

” البته شما هم حق داشتید و من هم یک مقدار زیاده روی کردم و منم  نباید همچین کاری را انجام میدادم”

حالا تصور کنید اگر در یک رابطه (اعم از رابطه زناشوئی – کارمند و مدیر – شاگرد و استاد  و ….. ) یک طرف روی نکات مثبت  دیگری بیشترین توجه را داشته باشد، طرف مقابل چگونه رفتار می کند !!!

در این حالت معمولاً شخص مقابل در بهترین وضعیت خود خواهد بود و بهترین عملکرد را خواهد داشت و با آزادی رفتارهای خود را انتخاب می کند. (رفتاری از سر میل و اشتیاق و نه از سر ترس و از سر وظیفه یعنی یک رفتار با کیفیت)

ما معمولاً به خاطر اینکه دیگری از ما سوء استفاده نکند یا به اصطلاح خودمان توقع بیجا و یا درخواست های نامعقول نداشته باشد، ممکن است که کارهای او را کوچک تر و یا نادیده جلوه دهیم و یا به دنبال اشتباهاتش باشیم و از همان اول جلوی هرگونه اتفاقات احتمالی (در ذهن خود) را بگیریم

دقیقاً این رفتار به مشابه این می ماند که در یک قرارداد کاری که سود زیادی دربر خواهد داشت، از همان اول به واسطه اندک ضرری که شاید برایمان داشته باشد، کل قرارداد را فسخ کنیم

تعریف کردن http://rabdollahi.com/saucy

تعریف کردن

 

نکات مهم در تعریف کردن :

وقتی قرار است که دیگران را تشویق کنیم یا از آنها تعریف کنیم، باید این موارد را در نظر بگیریم

  • در تعریف خود دلیل آن را مشخص کنیم
  • به جای برچسب های ایستا (مثل باهوش، زرنگ، خوشتیپ و …. ) به فعالیت و رفتاری که شخص انجام می دهد اشاره کنیم،
  • هرگز پس از تعریف و تشویق، از دیگران درخواست نکنیم و اگر لازم است از آنها به خاطر کار ارزشمندی که برای ما انجام داده اند، تشکر کنیم

چند مثال از تعاریف حرفه ای :

پدر به فرزند : پسرم تو واقعاً تلاش خیلی خوبی داری، کاملاً متوجه هستم که هرروز به صورت مرتب تمرین ساز زدن خودت را انجام می دی و همچنین از تکالیف مدرسه خودت عقب نمی مونی

تعریف همسر : عزیزم ازت ممنونم، دقت کردم که توی این یک دو هفته اخیر، بچه ها را سروقت به مدرسه بردی و در ضمن هر روز غذای خوشمزه ای که من دوست دارم درست کردی و یادم نمیاد که خونمون نامرتب بوده باشه، بهت افتخار می کنم

 

اگر تا به حال از دیگران تعریف نکردیم، احتمال اولین تعاریف ما شاید مصنوعی باشد و یا اینکه دیگران به درستی از ما دریافت نمی کنند ولی ممارست در این امر باعث می شود که هم ما در این امر حرفه ای تر شویم و همچنین دیگران هم ما را با این خصوصیت جدید بشناسند

 

 

 

بخشش چیست ؟

داستان من :

چندی پیش در شهر تهران نزدیک میدان تجریش چند تن از کارکنان صدا و سیما مشغول یک گزارش از مردم آن منطقه بودند، در این بین، آنها من را صدا کردند برای گرفتن گزارش. تقریباً عجله داشتم و تصمیم گرفتم که جواب منفی دهم ولی در یک لحظه با خود فکر کردم که شاید موضوعشان مورد علاقه ام باشد و وقتی جویای موضوع شدم، آنها در جوابم گفتند که در مورد بخشش سوالاتی می کنند. من هم مشتاقانه این مصاحبه را انجام دادم ولی در اتمام صحبت هایم چندان راضی نبودم چرا که باید فقط سوالات آنها را جواب می دادم و این شد که تصمیم گرفتم که یک مقاله در مورد بخشش در سایت خودم برای شما خوانندگان محترم ارائه دهم. پس با من همراه باشید

بخشش http://rabdollahi.com/forgiveness

بخشش

منظور از بخشش چیست ؟

بخشیدن یعنی رها کردن احساساتی چون خشم، نفرت، کینه، آزردگی و رهایی افکاری چون انتقام جویی از کسی که به نوعی ما را (از نظر خودمان) اذیت کرده است.

بررسی موضوع

فکر نمی کنم که هرگز بتوانید کسی را پیدا کنید که در جواب سوال “آیا تا به حال شده که در روابطتان از دست کسی  ناراحت و عصبانی شوید ؟” جواب نه بدهد!

البته که جواب مثبت دادن به این سوال کاملاً طبیعی است و افراد بسته به میزان شدت آسیب و یا لطمه وارده تصمیم های متفاوتی در قبال فرد مقابل خواهند گرفت، ذکر این نکته ضروری است که تفاوت های فردی هم در تصمیم گیری نقش دارد.

گاهی اوقات ما در مقابل بعضی از اتفاقات یا انجام کارهایی از طرف نزدیکانمان، به اصطلاح (هرچه بالا و پائین می کنیم) به این نتیجه می رسیم که هرگز نمی توانیم او را ببخشیم!

واقعاً هم دردناک است، شاید کاری که دیگری در حق ما انجام داده است، به هیچ عنوان قابل بخشش نباشد. شاید نتوانیم در چهارچوب ذهنی خود جوابی برای کار او پیدا کنیم و دلیل آن را نفهمیم و خود را وقتی در جای مقابل می گذاریم، هرگز این کار را نمی کردیم و در نهایت یک گفتگوی درونی با خود داشته باشیم که واقعاً مستحق این رفتار نبودیم.  

بخشش http://rabdollahi.com/forgiveness

نبخشیدن

حال اجازه دهید که یک مقدار اوضاع خود را بررسی کنیم :

در بعضی از اوقات روز به کار یا کارهایی که او کرده است فکر می کنیم و حتماً دوباره خشم و کینه و ….

با دیدن اتفاقاتی آن حادثه یا آن کار دوباره در ذهن ما نمایان می شود و در ادامه …..

شاید با دیدن افرادی که رفتاری یک مقدار مشابه آن فرد داشته باشند، ما دچار ناراحتی شویم

یک موسیقی خاص ما را یاد آن فرد بیندازد

مکان هایی که با آن فرد رفته ایم و از آنها خاطره داریم دیگر برای ما جذاب نیستند

اگر کسی اسم آنها را جلوی ما ببرد، دوباره همان احساسات منفی به سراغمان می آید

وای که اگر با آنها در یک مکان با آنها همکار باشیم یا در یک گروهی باشد که ما دوست نداریم آن گروه را ترک کنیم ولی دیدن او و حتی صدای او ما را آزار می دهد

موضوع به اینجا ختم نمی شود شاید لازم باشد که افرادی که باعث رنجش ما شده اند را بررسی کنیم :

شاید بعد از گذشت اندک زمانی دیگر اصلاٌ کاری که در حق ما انجام داده را، به خاطر نیاورند

شاید ما را لایق رفتاری که با ما انجام داده اند، می داند (به هرحال نظر اوست دیگر)

شاید هم نمی داند که ما  رنجیده ایم

در نظر بگیریم که شاید اصلاٌ به ما فکر نمی کند

شاید هم از این موضوع که ما ناراحت هستیم لذت می برد

حالا هدف اصلی چیست ؟

واقعاً هدف از این که دیگری را نمی بخشیم چیست !

شاید لازم باشد که بنویسیم که چرا حاضر نیستیم او را ببخشیم !

 . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . .

به دلایل خود فکر کنیم و ببینیم که آیا با رفتار نبخشیدن، می توانیم هدف یا اهدافمان را پوشش بدهیم !

اگر هدفی را می توانیم به دست بیاوریم آیا ارزش این همه احساسات منفی را دارد ! (ارزش پرداخت بهای آن را دارد !)

همدلی :

بخشش واقعاً سخت است. کاری که دیگری انجام داده است، قابل درک برای ما نیست، ما مستحق آن نبودیم، کاری که او کرده شاید هرگز قابل جبران نباشد. (در این موضوعات هیچ شکی نیست)

موضوع اصلی دقیقاً چیست ؟

شاید کلمه بخشش جالب نباشد، یعنی وقتی می خواهیم ببخشیم باید چیزی را اهدا کنیم !

شاید بخشش برای ما معنی پذیرش شکست یا ضعف را داشته باشد، خب طبیعی است که ما دوست نداریم ضعیف باشیم !

شاید حفظ احساس خشم و کینه به ما حس غرور و قدرت و کنترل اوضاع را بدهد !

 

به یاد داشته باشید که با بخشیدن هرگز و هرگز رفتار دیگری را تأیید نمی کنیم و هرگز با بخشیدن اینکه دیگری کار اشتباهی انجام داده است را، درست تلقی نمی کنیم و یا اینکه با بخشیدن هرگز قرار نیست که روابطمان به شکل قدیم برگردد. بلکه در حقیقت او را با آن کاری که کرده کاملاً در ذهن خود رها می کنیم و قضاوت کردن او را (راحت بگویم) بی خیال می شویم

به یاد داشته باشید که بخشش همیشه به خاطر خودمان است و ما به خاطر کس دیگری نمی بخشیم، با بخشیدن افکار بهتر و احساسات بهتر نصیبمان می شود. بخشش یعنی رهایی و آزادی و گرفتن انرژی دوباره از هستی. بخشیدن یعنی رها کردن گذشته همان طور که بوده است.

آیا نمی شد که آن کار را نمی کرد !

آیا باید این کار را حتماً انجام می داد !

به هرحال دیگر این کار را انجام داده است و برگشت این موضوع و تغییر رفتار او در حیطه کنترل ما نیست و به آن رفتارهایی که در دایره کنترل و نفوذ ما است باید فکر کنیم که البته انجام عمل بخشش تحت کنترل ماست.

مثالی از بخشیدن واقعی :

همین الان به صورت ایستاده یک خودکار در دست بگیرید و به روبروی خود نگاه کنید و با گفتن یک دو سه خودکار را رها کنید

. . . . . . . . . .

آیا در لحظه رها شدن خودکار، نظاره گر آن بودید !

آیا بعد از رهایی خودکار در حال نگاه کردن خودکار بودید که در کجا می افتد و یا آسیبی دیده است !

بخشیدن واقعی یعنی اینکه وقتی فکر او را از سر خود بیرون می آورید، هرگز پیگیر این نباشید که چه اتفاقی برای او می افتد یا اینکه آیا جزاء کار خود را می بینید یا نه یا اینکه بالاخره می فهمد که کار اشتباهی انجام داده است یا نه یا اینکه بالاخره از من عذرخواهی می کنید یا نه !  

زمان بدهید  

پسر بچه ای با همکاری پدرش یک نهال درون حیاطشان کاشته بود و پدر در حین کاشتن به او گفت که با رشد کردن این نهال، کم کم ریشه آن هم در زمین بزرگتر می شود، بعد از چند روز این پسر دائماً به پدر خود اصرار می کرد که نهال را در بیاوریم و ببینیم که آیا ریشه آن بزرگتر شده است یا نه !

وقتی می بخشید باید صبور باشید حتماً که از بین رفتن این احساسات و افکار طول می کشد و بررسی این احساسات و این افکار مانند بررسی ریشه همان نهال داستان ما می باشد.

 

 

انتقاد و انتقاد پذیری چیست ؟

انتقاد : در این مقاله سعی داریم که به تعریف انتقاد و انتقاد پذیری و روشهای انتقاد کردن و هدف از آن بپردازیم

 

تعریف انتقاد :

به معنای آن است که رفتار، عملکرد، گفتار، نحوه پوشش و یا ویژگی های شخصیتی طرف مقابل را مورد ارزیابی و قضاوت منفی قرار دهیم و این قضاوت های منفی را برای او بازگو کنیم

ما رفتارهای مخربی در جعبه ابزار رفتاری خود داریم مانند ( انتقاد سرزنش گله کردن تهدید تنبیه غرغر کردن باج دادن ) که باید گفت که یکی از مخرب ترین رفتارهای انسانی می باشد (چه در روابط خانوادگی و زوجین، روابط بین مدیر و کارمند و یا شاگرد و استاد و . . .  

شاید جالب باشد که بدانید آقای جان گاتمن (John Gottman) که بنیان گذار یک موسسه آموزشی و پژوهشی در زمینه روانشناسی خانواده و طلاق و فرزندپروری است و پیش بینی های او در زمینه احتمال طلاق گرفتن زوجین زبان زد دنیای روانشناسی می باشد، انتقاد را مهمترین عامل طلاق می داند.

در نهایت باید گفت که انتقاد یکی از مخرب ترین رفتارهای زیان رسان در ارتباطات می باشد.

انتقاد کردن در بهترین حالت مانند این است که یک شخص سیر بخورد و بهترین داستان ها و یا اشعار را از نزدیک برای ما تعریف و یا خوانندگی کند.  انتقاد http://rabdollahi.com

 

معمولاً چه وقت این کار را انجام می دهیم ؟

هر کسی به واسطه تعامل با دنیای بیرونی از نوزادی تا به اکنون در ذهن خود یک دنیای مطلوب  ایجاد کرده که در این دنیا چیزهای دوست داشتنی، باورها و ارزشهای خود و همچنین افراد محبوب خود را در آن نگهداری می کند و حالا اگر در دنیای واقعی ای که فرد مشاهده می کند، چیز یا شخصی یا شرایطی متفاوت از دنیای مطلوب خود باشد، حتماً این شخص یک رفتار برای مطابقت آن انجام خواهد داد

خیلی از ما با توجه به الگوهای رفتاری خود، ممکن است که رفتار انتقاد را انتخاب کنیم (چه درست و یا نادرست، به هرحال تصور این را داریم که با انتقاد می توانیم اوضاع را بر وقف مراد خود کنیم و یا تعادلی بین دنیای مطلوب و دنیای واقعی برقرار کنیم )

البته که تنها دلیل انتقاد کردن فقط این موضوعی که اشاره کردم نیست

 

انواع انتقاد کردن :

چه دلیلی وجود دارد که انواع این کار را عنوان کنم چرا که هدف اصلی ما عیب جویی نیست بلکه منصرف کردن شما از این رفتار است. شاید (البته شاید) با خواندن این موضوع همین الان بخواهید دیگر خواندن این مقاله را ادامه ندهید ولی دلیل آن را خواهم گفت و البته که روشهای انتقاد کردن (در موارد خاص) را بیان خواهم کرد.  

 

انتقاد پذیری و مراحل آن :

اشاره کردم به اینکه انتقاد رفتار مخربی است و اینکه باید گفت که هیچ شخصی از انتقاد خوشش نمی آید و اگر کسی می گوید که از من انتقاد کنید معمولاً قصد دارد بازخورد بگیرد و هدفش تخریب خود نیست ولی ما فقط می توانیم بر نوع انتقاد کردن و پرهیز از انتقاد کردن خودمان کنترل داشته باشیم و نمی توانیم دیگران را از این کار بازداریم و به هرحال مورد انتقاد دیگران قرار خواهیم گرفت

جالب اینجاست که خیلی از ما در جهت انتقاد نکردن دیگران، خود انتقادهای کوبنده ای علیه طرف مقابل انجام می دهیم

خیلی از اوقات انتقادها وارد نیست ولی ما را ناراحت و باعث رنجش ما می شود

خیلی از اوقات انتقادی که از ما می شود، درست است ولی به هرحال دردناک و پذیرش آن سخت است ولی قابل استفاده برای ما خواهد بود

خیلی از اوقات انتقاد از ما درست است ولی هدف منتقد شاید که تخریب ما باشد ولی باز هم می توان به نحو صحیحی از آن استفاده کرد و در جهت اصلاح خود گام برداشت

شاید بتوان به این رفتار شبیه یک بسته اسکناس که با جنسی از چوب و یا در بعضی از موارد با آهن یا سنگ بسته بندی شده است نگاه کرد که شخص منتقد آن را به سر یا بدن ما می کوبد (چقدر خوب می شود که بتوان مثل یک دربازه بان آن را گرفت و آن را بسته را باز کرده و از محتویات آن بهره مند شد و آموزش انتقاد پذیری به ما این مهارت را خواهد داد)  

حالا چه کنیم برای دریافت انتقادات !!!!

۱٫     با دقت گوش کنیم : فقط شنونده نباشیم بلکه فعالانه گوش دهیم طوری که شخص مقابل متوجه شود که ما برای حرف ایشان ارزش قائل هستیم به ۳ دلیل :

·        اشخاص متوجه گوش دادن شما می شوند و میزان عصبانیتشان کاهش پیدا می کند

·        بعضی از اوقات هدف منتقد دیده شدن خود است و می خواهد که شخص مورد نظر انتقادش رو گوش کند

·        حرف های شخص مقابل را بهتر درک می کنیم

۲٫     تشکر و قدردانی : واقعاً باید تشکر کنیم!!! آری تشکر می کنیم از او. نه برای اینکه از ما ایراد گرفته بلکه از این که به ما توجه کرده و نظرش را به ما گفته است چون باید در نظر گرفت که ما همیشه از طرف عزیزانمان انتقاد می شنویم و نه از افراد غریبه

·        نکته قابل توجه اینکه تشکر ما طوری نباشد که طرف فکر کند قصد مسخره کردنش را داریم

۳٫     ابراز تأسف : به این معنی نیست که حرف او مورد پذیرش قرار خواهد گرفت بلکه هدف این است که برای ناراحتی او ارزش قائل شویم و از این بابت متأسفیم و طبیعتاً جای عذرخواهی نیست (واژه متأسفم به جای عذرمی خواهم)

۴٫     سوال کردن یا پیدا کردن دلیل : حالا وقت آن است که به بررسی موضوع انتقاد بپردازیم تا از ذهنیت شخص منتقد آگاه شویم و بفهمیم که در دنیای مطلوب او چه می گذرد و یا اینکه اگر درست متوجه نشده باشیم با بیشتر سوال پرسیدن موضوع بیشتر باز شود و تا می توانیم موضوع را شفاف سازی کنیم چرا که بتوانیم کاری برای انتقاد انجام دهیم

۵٫     توضیح دادن یا به نوعی جبران کردن : خیلی از اوقات انتقادها به دلیل تفاوت در سلیقه است که می توان با احترام نظر شخصی خود را گفت و خیلی از اوقات بعد از بررسی به این نتیجه می رسیم که انتقاد شخص مقابل درست است و بهتر است که برای جبران آن کاری انجام دهیم تا اینکه فقط عذرخواهی کنیم و بهتر این است که با انجام دادن کاری یا قول انجام آن به طرف مقابل قضیه را جمع بندی کنیم.

نکات مهم در انتقاد پذیری :

·     توجه به احساسات خود داشته باشیم و بدانیم که صرفاٌ انتقاد شخص مقابل مربوط به رفتار ما است نه شخصیت ما

·     بدانیم که هرکسی مسئول رفتار خویش است و شما مسئول انتقاد کردن او نیستید و فقط اگر می شود کاری انجام داد، آن را انجام دهید

·     در مقابل انتقادات دیگران (در صورت وارد بودن ) به دید حل مسأله نگاه کنید  

 

روش های انتقاد کردن :

ولی با تمام این تفاسیر ممکن است که گاهی لازم باشد که ما هم از کسی عیب جویی کنیم (بدانیم که کوپن انتقادمان را کجا خرج کنیم) پس لازم می دانم که قبل از انتقاد کردن به این موارد دقت کنید و این سوالات را از خود بپرسید :

·        اگر می شود انتقاد نکرد خب انتقاد نکنیم : هدف از انتقاد (سالم و سازنده) اصلاح است و سوال اینجاست که آیا نمی شود کاری دیگری مثل سوال پرسیدن انجام داد !؟

·        آیا موضوع ارزش انتقاد دارد !!!

·        آیا خودمان در این موضوع مشکلی واقعاً نداریم و آیا این انتقاد به خود ما هم وارد نیست !!!

·        آیا اصلاٌ به ما ربط دارد و حق دخالت کردن داریم !!

·        آیا موضوعی که می خواهیم بگوئیم صرفاٌ سلیقه ای نیست !!

·        آیا شناخت کافی از شرایط و اوضاع داریم و یا دلیل کار شخصی که می خواهیم انتقاد کنیم را می دانیم !؟

·        آیا هدف از انتقاد اصلاح یک رفتار است یا صرفاٌ نشان دادن خودم به دیگری است !!

حالا چطور انتقاد کنیم ؟

فرض بر اینکه همه چیز را بررسی کردیم و شرایط برای انتقاد کردن محیاست، حالا باید بدانیم که چطور این کار را انجام بدهیم  :

۱٫     اجازه گرفتن : یکی از شرایط این است که اصلاٌ اجازه این کار را داشته باشیم، که می توان برای این موضوع از شخص مورد نظر اجازه گرفت که این کار باعث می شود که ما ادب خود را نشان دهیم و دوم اینکه زمان و مکان و شرایط مناسب آگاهی پیدا کنیم و سوم اینکه احتمال گارد گرفتن طرف مقابل کاهش پیدا کند و . . .

·        نکته حائز اهمیت این است که نگوئیم که اجازه دارم که از شما یک انتقاد کوچک داشته باشم !! و در صورت عدم موافقت اصرار بیهوده و یا ابراز ناراحتی نکنیم

۲٫     به روش ساندویچی عمل کنید : اول از طرف حسن جویی کنید (البته حسن جویی مرتبط با موضوع انتقادتان) و بعد بیان ایرادکنید و دوباره باز هم تشکر و حسن جویی.

۳٫     فقط اظهار نظر خود : گفتیم که یکی از بزرگترین دلایل ایراد گرفتن ما تلاش برای تغییر دنیای واقعی و مطابقت با دنیای مطلوب خودمان است، پس چه بهتر که در بیان خود بگوئیم که نظر شخصی من است یا ترجیع یا پیشنهاد من این است.

۴٫     اشاره به رفتار : در بیان انتقاد نگوید که تو اینطوری هستی یا کلاً مدلت این هستش که ….. در حقیقت نارضایتی خود را به رفتار او نسبت دهید تا شخص متوجه شود که شما با او مشکلی ندارید و در ضمن اگر قرار هست که کاری انجام دهد، بتواند در جهت اصلاح رفتار خود گامی بردارد.

۵٫     منتظر اصلاح نباشید : توقع نداشته باشید که بعد از بیان انتقاد سریعاً شخص تغییر رفتار داده و به او فرصت دهید و او را تحت فشار قرار ندهید و این نکته در نظر بگیرید که او هم درست مثل شما دنیای مطلوب خاص خود را دارد.

نکات مهم در انتقاد کردن :

·        یکی از مهمترین پیش نیازهای انتقاد اطلاعات کافی از شرایط و دلایل کار شخص مقابل است چون به نوعی با انتقاد کردن ما شخص مقابل را ممکن است مورد قضاوت قرار دهیم.

·        از واژه های مودبانه استفاده کنید و از زدن برچسب های ناپسند خودداری کنید و اشاره مستقیم و دقیق فقط به رفتار او داشته باشید.

·        طوری بیان نکنید که او فقط مقصر است (مثلاً اینکه متوجه هستم که این تغییر رفتار برایت سخت است یا من هم ممکن است در شرایط تو همینطوری عمل کنم یا قبلاً اینطوری بوده ام)

·        لحن آرام و مهربانانه ولی در حین حال جدی باشید و در طی این فرآیند شوخی نکنید و یا کنایه و سرکوفت نزنید

 

سخن پایانی :

            شاید بهتر بود که این موارد را در خانواده، مدرسه، رسانه های تلویزیونی و به هرحال از سنین پائین تری آموزش می دیدیم و باید گفت که همگی ما این رفتار را در جعبه ابزار رفتار خود در طبقه اول جای نهادیم و حتی طرز کار آن را هم بلد نبودیم و حالا با آموزش و فهم این موضوع می توان به تمرین آن پرداخت

نکته حائز اهمیت این است در اوایل کار احتمال این است که در مدیریت احساسات خود، موفق نباشیم و یا احساس کنیم که انتقاد پذیری و یا ایراد گرفتن را به صورت مصنوعی انجام می دهیم، نگران نباشید این موضوع کاملاٌ طبیعی است و با تکرار و تمرین این کار به راحتی صورت می پذیرد

می توانید با دوستان نزدیک خود یا یا افراد خانواده تمرین کنید و از آنها عیب جویی کنید و در مقابل ایراد گرفتن آنها، انتقادپذیری را تمرین کنید و به همدیگر کمک کنید

یادتان باشد در حین تمرینات مثل روبات عمل نکنید چرا که شما یک انسان هستید و انتخاب های بیشماری در استفاده از واژه ها و بیان و حالت های انتقاد کردن و جواب دادن دارید

می توانید هم اکنون در قسمت دیدگاه در انتهای همین صفحه از این مطلب انتقاد کنید تا با استفاده از ایده های شما مقاله هایی با کیفیت بیشتر را انتشار دهم.