فراشناخت

 

بررسی و تفکر درباره یادگیری :

یک سوال همیشه ذهن مرا به خود مشغول می کرد و آن هم این بود که چرا درس بعضی از اساتید را بهتر می فهمیم (چه در مقاطع تحصیلی یا خارج از آن) ولی درس دیگر اساتید را به سختی متوجه می شویم و یا اینکه چرا بعضی از موضوعات و دروسی را که می آموزیم  بیشتر در ذهنمان نگاه می ماند !

 

یکی از عوامل موثر در زمینه یادگیری را می توان ارتباط کیفی خوب بین معلم و دانش آموز یا استاد و هنرجو عنوان کرد،

البته که اگر موضوع برای هنرجو یا شاگرد مورد علاقه باشد باز هم امر یادگیری بهتر انجام خواهد شد

حالا تصور کنید که یک شاگرد علاقه مند به یک موضوع، از دو استاد که با هر دو ارتباط خوبی برقرار می کند، از یک معلم یادگیری بهتر و از یکی یادگیری کمتر دارد و به عبارتی روش تدریس یکی از این اساتید اثر بیشتری دارد

حالا اجازه دهید موضوع را بیشتر برای شما باز کنم :

هر چقدر روش تدریس فعال تر و پویاتر باشد، یادگیری از کیفیت بالاتری برخوردار خواهد بود و  دانش آموزان به نحوی آموزش خواهند دید که از قوه تفکر خود به نحو احسنت استفاده کنند. همانطور که گفتم برای ما پیش آمده که در محیط های آموزشی شاهد این اتفاق بوده ایم که مسئله ای توسط استاد مطرح شده و به صورت مکرر تکرار گردیده ولی دانش آموزان بازهم آن مطلب را متوجه نشده اند و به صورت مسئله ای نامفهوم برای آنان باقی مانده است.

فراشناخت http://rabdollahi.com/metacognition

فراشناخت

فراشناخت (Metacognition)

شاید تعریف فراشناخت کمی مشکل باشد، باید گفت که فراشناخت یکی از مکاتب مدرن روانشناسی یادگیری است. در حقیقت فراشناخت به شناخت، درک، عمل، حافظه، دلیل، منطق و کنترل تفکر بر می گردد و روشی است که از آن می توان در علوم گوناگون استفاده کرد ولی مستلزم شناخت کامل آن توسط دانش آموزان، معلمان و مدیران می باشد. فراشناخت اصطلاحی است که اولین بار توسط فلاول (Flavell) در زمینه حافظه به کار برده شد. او فراشناخت را شناخت درباره ی شناخت می دانست و از آن به بعد در حیطه های مختلفی مانند هوش مصنوعی، ادراک، پردازش اطلاعات، یادگیری اجتماعی ، ریاضیات و غیره از آن صحبت به میان آورده شد. راحت بگویم می توان فراشناخت را تفکر درباره تفکر یا توانایی ما در تشخیص دانسته ها وندانسته های خود دانست و هدف آن افزایش قدرت تجزیه و تحلیل، منظم و هماهنگ کردن مجموعه فرایندها در انسان می باشد و این امر در نظام آموزشی از اهمیت بسزایی برخوردار است.

باید که گفت که دیگر شیوه های معمول تدریس در دنیای امروز پاسخگو نیست.

 

برای اینکه موضوع فراشناخت را بیشتر باز کنم به مثال ذیل توجه کنید :

یک مدرس ریاضی ممکن است حل یک مسأله را بارها سر کلاس توضیح دهد ولی دانش آموزان متوجه نشوند و آن را به خوبی فرانگیرند. ولی اگر قرار باشد که این مسأله را به شیوه فراشناخت آموزش دهد باید دانش آموزان از فکر خود استفاده کنند و با راهنمایی مدرس خود شروع به پرسیدن سوال هایی از خود در رابطه با مبحث جدید کنند. در این روش مدرس بلند فکر می کند و نحوه درست فکر کردن را به دانش آموزان یاد می دهد. دانش آموزان یاد می گیرند که با پرسیدن سوال هایی از خود هر چند ساده مباحث قبلی آموزشی را دوره و به دنبال استراتژی ای مناسب در حل مسئله باشند. در واقع با شکستن یک مسئله دشوار به مسائل ساده تر دانش آموزان تشویق می شوند که از شواهد و فرضیه های موجود استفاده کنند و با مسئله به نحو بهتری برخورد نمایند. لازم به ذکر است که این شواهد در علوم گوناگون متفاوت می باشد. این طرح سوال چه توسط دانش آموز از خود و چه توسط معلم از دانش آموز باعث می شود که دانش قبلی خود را به یاد بیاورند. سپس با تمرین و مثال های بیشتر در مورد آن مبحث جدید ریاضی، به دنبال مفاهیم کلیدی، فرمول های جدید و قاعده آن خواهند بود و با تمرین بیشتر یا فعالیت های تعقیبی اطلاعات جدید خود را برای همکلاسی ها و معلم خود توضیح می دهند و یاد می گیرند که از آن قاعده جدید چگونه به نحو صحیح استفاده نمایند.

باید گفت که این ایجاد استقلال و اعتماد به نفس باعث پیشرفت تدریجی افراد می شود و فراشناخت به افزایش یادگیری کمک خواهد کرد. در فراشناخت دانش آموزان مشخص می کنند که چه می دانند و چه نمی دانند و در این حین دانش خود را افزایش می دهند.

فراشناخت http://rabdollahi.com/metacognition

از دیگر اهمیت های فراشناخت می توان به این اشاره کرد که فراشناخت دانش آموزان را مسئولیت پذیر می کند، دانش آموزان را تبدیل به افرادی هدفمند می کند چون در ابتدا معلم از دانش آموزان می خواهد که فعالیت های کلاسی را مرور کنند و اطلاعات را جمع آوری کرده و سپس در گروه های مختلف جمع بندی کنند و درنهایت اطلاعات ارزشیابی می شود، اطلاعات نادرست اصلاح می گردد و در آینده از آن مباحث استفاده می شود. این امر موجب ارزیابی دانش آموزان از خود می شود. وقتی دانش آموزان با این روش آموزشی آشنا می شوند و آن حس اعتماد به نفس و شعف یادگیری در آنان ایجاد می شود ناخودآگاه به استفاده از این روش، متناسب با شرایط تحصیلی، کاری و زندگی خود روی می آورند.

 

بستر سازی برای فراشناخت

محیط فراشناخت مستلزم همکاری متقابل بین معلم و دانش آموز می باشد. در واقع معلم به عنوان کنترل کننده است و اطلاعات خود را منتقل می کند. حل مسئله و تحقیق این فرصت را برای فراشناخت ایجاد می کند و این روش برای همه ی علوم و گروه های سنی مناسب است. دانش آموزان باید در محیطی قرار بگیرند که نیاز به فراشناخت باشد و مفهوم آن را درک کرده باشند. در واقع افراد با توانایی فراشناخت بیشتر متفکرانِ موفق تری خواهند بود.

 

در کلاسهای خودم این گونه عمل می کنم که بعد از تدریس یک موضوع را از شاگردانم می خواهم که در مورد آن فکر کنند و مثالهای مختلف را بیان کنند و با هم گروهی خود مشورت کنند و دانسته های خود را به اشتراک بگذارند و چیزی که بیشتر برای من مهم است این است که قبل از تدریس من با آنها و آنها با همکلاسی های خود ارتباط بهتری داشته باشند و دیگر کسی برای ابراز نظر و همچنین گفتن سوالات و تفکرات خود نسبت به موضوعات ترسی نداشته باشد و لذا آنها فعال و پویا خواهند بود.

 

مزایای استفاده از فراشناخت : 

  •  اول : یکی از اهداف اصلی آموزنده یا مدرس این است که در شاگرد تغییر ایجاد کند و اگر شاگرد در باورهای خود با موضوع درس مشکل داشه باشد، هرگز یادگیری صورت نمی گیرد و یکی از مراحلی که در فراشناخت انجام می شود، این است که هرگونه مشکلی که در سر راه یادگیری وجود دارد باید رفع گردد، یعنی شاگرد یادبگیرد که چطور یاد بگیرد
  • دوم : در این سیستم خودآگاهی شاگرد نیز بیشتر شده و متوجه می شود که چقدر به این موضوع تسلط دارد
  • سوم : شاگرد نسبت به فرآیند یادگیری مسئول است و فقط مشتی از اطلاعات را دریافت نمی کند بلکه مجبور به تفکر در مورد موضوع می شود
  • چهارم : اطلاعات را فقط حفظ نمی کند و کاربرد آنها را با توجه به دانش خود درک می کند و این یعنی بسیار بیشتر در حافظه او باقی می ماند

 

 

قانون مورفی

آیا تا به حال چیزی در مورد قانون مورفی شنیده اید ؟!!! 

قانون مورفی اینگونه بیان می کند : هر چیزی که بخواهد اشتباه از کار دربیاید، در نهایت اشتباه خواهد شد.

یا می توان گفت : آن چیز وحشتناکی که دوست ندارید اتفاق بیفتد ولی انتظارش را دارید بالاخره سراغ شما خواهد آمد  

یا : درست همان وقتی که نباید اتفاقی بیفتد، آن اتفاق صورت می گیرد

قانون مورفی http://rabdollahi.com/murphys/

قانون مورفی

 

مثل بارش باران بعد از بیرون آمدن از کارواش 

مثل دیده شدن ما توسط افراد آشنای غیرقابل انتظار در مواردی که در شرایط بدی هستیم و دوست نداریم که دیده شویم  

وقتی که عجله داریم و احتمالاً تاکسی ها برای ما نمی ایستند یا اتوبوس دیرتر به ایستگاه می رسد یا سرویس های تاکسی تلفنی ماشین ندارند یا با ماشین شخصی خود شاهد ترافیک بیشتر یا تصادفاتی در خیابان هستیم

روزهایی که نیاز به وقت بیشتر و تمرکز برای کاری را داریم، تلفن همراه ما بیشتر زنگ می خورد

روزی که باید کار خود را با کامپیوتر تحویل دهید، در همان روز کامپیوتر شما خراب می شود

 

آیا به نظر شما  قانون مورفی اثبات شده است ؟!!!!!! 

شاید مسأله اصلی این نباشد که ثابت شده یا نه و از آن مهمترین این باشد که قبول قوانین مورفی و انتظار آنها نه تنها کمکی به ما نمی کند، بلکه خیلی از اوقات مانع از انجام یک سری اقدامات ما می شود.

واقعیت دیگری که وجود دارد این است که وقتی انتظار چیزی را داریم که ممکن است اتفاق بیفتد، بدون شک خود را برای یک اضطراب آماده می کنیم (صرفنظر از آن اینکه اینطور بشود یا نشود) 

 

آگاهی از رفتارهای تحت کنترل و اراده خودمان 

شاید لازم باشد که گاهی به این موضوع دقت کنیم که در این موارد دقیقاً کدامین قسمت ها تحت کنترل ماست و کارهایی را که می توانیم انجام دهیم را انتخاب کنیم و آن چیزهایی که تحت اختیار ما نیست را رها کنیم تا جریان زندگی ادامه داشته باشد.  

 

یک راهکار ساده برای سنجش قانون مورفی 

می توانید خیلی از اوقات که انتظار قانون مورفی را دارید، با خودتان شرط بندی کنید!! 

آری با خود شرط بندی کرده و بعد دقت کنید که واقعاً چند درصد احتمال بروز این اتفاقات وجود دارد 

موضوع اصلی این است که خیلی از اوقات ما در این چنین شرایطی برای خیلی از اتفاقات دلیل تراشی می کنیم (بدون هیچ استنباط و منطقی )

خیلی از اوقات که اوضاع بر وقف مراد نیست، سوالی (و شاید بهتر باشد بگوئیم نگرانی) که در ذهن ما می آید این است اگر فُلان اتفاق هم بیفتد که وای . . .  اوضاع این چنین و آن چنان خواهد شد و حالا آن موقع چه کنم !!! و اتفاقاتی را پیش بینی می کنیم که  احتمالاً در شرایط عادی آن وقاعی آنچنان اذیت کننده نیست و در خاطرمان نخواهد ماند ولی در این شرایطی که اوضاع بر وقف مراد نیست، اگر اتفاق بیفتد حتماً در خاطرمان خواهد ماند (چرا که توجه دروازه حافظه است ) 

اجازه دهید مثالی بزنم : 

فرض کنید شما با وسایل عمومی رفت و آمد می کنید و حالا یک روز که عجله دارید، اگر درگیر ترافیک یا مسائلی چون دیرآمدن وسایل نقلیه عمومی شوید، مطمئناً خاطره این روز در ذهن شما می ماند چرا که توجه زیادی به زمان خود دارید ولی روزهای دیگری که عجله نداشتید و زمان برایتان خیلی در اولویت نبوده، به یاد ندارید که شاید آن روزها هم درگیر ترافیک و . . . . شده باشید

حالا فهم موضوع قانون مورفی چه فایده ای برای ما خواهد داشت ؟

اولین مورد اینکه در شرایط بحرانی و خاص فقط توجه به این داشته باشیم که چه اقداماتی کاملاً تحت کنترل و انتخاب ماست و آنها را انجام دهیم و واقعاً اگر به زبان ساده بخواهم بگویم : بی خیال اموری شویم که تحت کنترل ما نیست 

و دومین مورد اینکه  خیلی از اوقات ما در این شرایط دست به اقدام نخواهیم زد چرا که تصور اتفاق افتادن قانون مورفی، ما را از انجام امور باز می دارد و به نوعی انگیزه انجام کار را از دست خواهیم داد 

دست از این بهانه ها و دلیل تراشی ها برداریم و تصمیم خودمان را عملی کنیم.

 

 

انسانی که بخواهد کاری را انجام دهد راهش رو پیدا می کند

و انسانی که نخواهد کاری رو انجام دهد  بهانه اش رو پیدا می کند