جرأت مندی :

وقتی صحبت از جرأت می شود، ممکن است کلماتی مثل شجاع بودن یا جسارت یا پرقدرت بودن هم به ذهن ما خطور کند، هر کسی ممکن است تعریفی از جرأت داشتن داشته باشد، شاید غلبه بر ترس ها، شاید هم در بعضی از اوقات جرأت زیادی برای افراد به صورت حماقت تلقی شود.

من در این مقاله سعی دارم به موضوع جرأت مندی در ارتباطات و تعاملات بین فردی بپردازم که این ارتباطات شامل ارتباطات همسالان، همکاران، اعضای خانواده، زوجین، کارمند و مدیر و ارتباطات عامیانه مثل تعاملات شهروندی  یا خریدار و فروشنده باشد.

مطمئناً پیش فرض های زیادی برای جرأت مندی در باورهای عمومی وجود دارد مانند مثالهای ذیر :

جرأت داشتن یعنی رک حرف زدن

جرأت داشتن یعنی حق خود را گرفتن

جرأت داشتن یعنی در یک جمع صحبت کردن

جرأت داشتن یعنی کنار گذاشتن خجالت ها

جرأت داشتن یعنی نه گفتن یا حق خود را گرفتن

جرأت مندی یکی از ارکان اصلی مهارت های ده گانه زندگی است  وباید گفت که فراگیری جرأت مندی به ما می آموزد تا احساسات، افکار و حتی آرزوهای خودمان را بیان کنیم و از حقوق قانونی خود با در نظر گرفتن حقوق دیگران دفاع کنیم و نکته مهم این است که جرأت مندی واقعاً یک ویژگی شخصیتی نیست که کسی آن را داشته باشد یا به ارث برده باشد و دیگری از آن محروم باشد (البته که شرایط محیطی و پیش فرض های مرتبط با آن بسیار تأثیر گذارند)

واقعیت این است که مهارت جرأت مندی آموختنی است چرا که وقتی صحبت از مهارت می کنیم یعنی می توان آن را یاد گرفت و تمرین کرد و از آن در مراحل مختلف زندگی بهره برد مثل تمام مهارت های دیگر همچون نواختن موسیقی، تمرینات ورزشی، دوچرخه سواری ، رانندگی، تایپ ده انگشتی و ….

اگر اینطور نبود که آموزش آن ثمری نداشت، متأسفانه چون مهارت های ارتباطی و زندگی مهارتهایی هستند که شاید دستورالعمل های شفافی گاهی اوقات نداشته باشند، همچون دستورالعملهای آشپزی یا رانندگی، ما تصور این را داریم که فرد باید پیش زمینه هایی داشته باشد.

خب اشاره کردم که جرأت مندی به نوعی فراگیری این مهارت در روابط خودمان است پس لازم می دانم که دو نوع سبک تعاملی (منظور همان رفتارها و روشهای غالبی که در ارتباطات خود از آن استفاده می کنیم) که به صورت پیش فرض ما یاد گرفته ایم، را بیان کنم و بعد سبک تعامل جرأت مندانه را آموزش دهم.

روش منفعل : 

جرأت مندی http://rabdollahi.com/assertivness/

روش منفعل

وقتی ما به صورت منفعلانه ارتباط برقرار می کنیم در حقیقت احساسات و افکار و خواسته هایمان را به صورت غیرمستقیم می گوئیم مثل (نارضایتی، گریه کردن، قهر کردن، غُرغُر کردن) یا ممکن است که به طور کلی آنها را عنوان نکنیم یا وجود این چنین نیازهایی را در خود انکار کنیم.

ممکن است در نظر خواهی ها تظاهر به موافقت کنیم و آن را با یک تبسم نشان دهیم یا ممکن است بیش از سهم خودمان به حرف های طرف مقابل گوش دهیم.

ممکن است در قبول یک سری از مسئولیت ها به جای نه گفتن بهانه بیاوریم مثل : (من که متخصص نیستم، من واقعاً نمی توانم از عهده آن بر آیم) یا خودمان را به زحمت های دیگری بیندازیم تا آن مسئولیت را قبول نکنیم.

اگر در حالت منفعل داشته باشیم  صدای ما نرم و ضعیف و کمی لرزش داریم. شک و تردید فراوان است و در هنگام صحبت کردن واژه کم می آوریم. مبهم و ناواضح حرف خود را بیان می کنیم و گاهی برای حرف خودمان به تأیید چند نفر نیازمندیم

شانه های ما می تواند خمیده باشد و دنبال چیزی برای تکیه دادن (چون انرژی کم است). به نوعی احساس بی قراری داریم. تماس چشمی هم سخت است چرا که از درون چیزهای زیادی برای پنهان کردن داریم

آیا این حالت ها برای شما آشناست !

البته که هیچ شخصی همیشه در این حالت نیست و ممکن است در مواجه به افرادی اینطور برخورد کند و در مواجه با دیگری از روش تعاملی خشن استفاده کند که در ادامه خواهیم گفت

نمونه هایی که معمولاً افراد در این حالت از روش تعاملی منفعل استفاده می کنند :

  • ارتباط کارمند با رئیس خود
  • ارتباط یک طرف از زوجین که ممکن است در بیان خواسته های خود ترس داشته باشد
  • ارتباط فرزند با والدین
  • ارتباط شاگرد با استاد

شاید با خود حدس زده باشید که افراد خجالتی معمولاً از این سبک تعاملی استفاده می کند، (البته بهتر است به جای کلمه فرد خجالتی، بگوئیم فردی که رفتار خجول گری را انتخاب می کند)

جرأت مندی http://rabdollahi.com/assertivness/

ناراحت از درون

 

 

کسی که از این روش استفاده می کند، اغلب اوقات در گفتگوهای درونی خود به سر می برد و مشغول بیان آنها برای خود و احتمالاً غُرغُر کردن است و وای به وقتی که این احساسات فوران کند (درست مثل یک کش که با فشار بیش از حد رها می شود و بعد از رهایی یعنی پرخاش گری و …..

 

 

 

روش خشن :

معمولاً در این حالت می توانیم احساسات و افکار و نیازهایمان را با قدرت بیان کنیم ولی مشکل اینجاست خیلی از اوقات منجر به کدورت و یا زیرپا گذاشتن حقوق انسانی دیگران شود چرا که معمولاً با استفاده از تحقیرهای طعنه آمیز، پرخاشگری و بدون در نظر گرفتن شرایط محیطی بیان می شود

جرأت مندی http://rabdollahi.com/assertivness/

پرخاش گری

در این روش از انتقاد استفاده می کنیم (مخرب ترین رفتار ارتباطی) و انگشت سرزنش به سمت دیگری داریم که طبیعتاً باعث احساس آزردگی خواهد شد

این جمله ها اغلب با “تو” شروع می شود و بعد از آن یک انتقاد و یا یک برچسب (گذاشتن یک صفت به خود شخص) به دیگری

از اصطلاحات مطلق مثل “همیشه” و “هرگز” استفاده می شود

طوری رفتار می کنیم که حتماً به حق هستیم و می توانیم هر رفتاری انجام دهیم

ممکن است گاهی این حالت را با بی محلی و سرد بودن انجام دهیم ولی با این تفاوت که از موضع قدرت به فرد نگاه می کنیم

شاید هم بسیار گستاخانه رفتار کنیم

در این حالت گوش دادن به طرف مقابل صورت نمی گیرد و در صورت گوش دادن فقط منتظر استفاده از همان جملات طرف مقابل برای تحقیر خودش هستیم

واقعیت این است که رفتار بدین صورت باعث بروز تعارضات(اختلافات) خواهد شد، شاید در برخورد با فردی که اینطور رفتار می کند، منجر به لجبازی طرف مقابل شود، شاید باعث شود که طرف مقابل از سبک منفعل استفاده کند و در روابط نزدیک هم باعث دوری افراد از شما خواهد شد.

حال که با این دو روش آشنا شدید (روشهای غالب ارتباطی ما ) وقت آن رسیده که به روش تعاملی جرأت مند بپردازم

 

روش جرأت مندانه :

وقتی شما در این حالت باشید :

جرأت مندی http://rabdollahi.com/assertivness/

ابراز وجود

خواسته ها و افکار و احساسات خود را به صورت مستقیم بیان می کنید و حتی بر حقوق خود پا فشاری می کنید و البته با در نظر گرفتن حقوق دیگری (که خود این یکی از مولفه های شاد زیستن است )

شما صبوری به خرج می دهید و با دقت به طرف مقابل گوش می دهید طوری که آنها هم متوجه گوش دادن شما بشوند. شما آماده مذاکره و رسیدن به توافق هستید ولی حاضر به از دست رفتن حقوق و شأن انسانی خود و دیگری نیستید. حتماً تقاضاها و مخالفت های خود را به صورت واضح بیان می کنید

از فرد مقابل تشکر می کنید و در صورت لزوم تعریف و تمجید (به طور واقعی) می کنید (نه از سر ترس و اجبار)

در ضمن پذیرای تعریف دیگران هم هستید

احساس توانمندی را در خود ایجاد کرده و به دیگری هم انتقال می دهید و در عین حال با دیگری همدلی می کنید

تن صدای شما آرام و رسا و محکم است، به دنبال اثبات خود و یا له کردن دیگری نیستید. به راحتی تماس چشمی ایجاد می کنید چرا که نه قصد جسارت دارید و نه قصد دروغگوئی

در این حالت کسی را مورد سرزنش و انتقاد قرار نمی دهیم

چرا ما به صورت جرأت مندانه تعامل نمی کنیم    

خیلی از دلایل باعث شده که ما به صورت جرأت مندانه رفتار نکنیم، یکی از مهمترین آنها کمبود عزت نفس است که به واسطه نوع تربیتی ما در خانواده و مدرسه است

یک نمونه ساده این است که از کودکی خیلی از اوقات به ما گفتند استفاده از ضمیر “من” به نوعی خودخواهی محسوب می شود، حالا شما بقیه مسائل را تصور کنید !!

قسمتی از مغز ما به واسطه شرایط اجداد ما شکل گرفته است و حرفش این است که یا بجنگ یا فرار کن (یعنی روش منفعل یا روش خشونت آمیز)

مزایای استفاده از روش جرأت مندانه :

هر کسی یک ادراک و یک تفسیر متفاوت از صحبت های ما دارد و اگر ما به درستی نتوانیم خواسته های خود را بیان کنیم، معمولاً به ایما و اشاره و ارتباطات غیرکلامی رو می آوریم و مطمئناً هرکسی با توجه به ادراک خود متفاوت برداشت می کند.

حرف زدن بدین صورت باعث می شود که بتوانیم به راحتی حرفها، نیازها، احساسات و خواسته های خود را بیان کنیم و خود این موضوع باعث می شود که راحت تر حرفها، نیازها و خواسته های دیگری را گوش کنیم

خودخوری ما کمتر می شود و لذا باعث بالا رفتن عزت نفس و اعتماد به نفس ما می شود

راحت تر صحبت می کنیم و شناخت بهتری نسبت به خود و دیگری خواهیم داشت و این یعنی ارتباط موثر

 

جمع بندی و راهکار مناسب :

اگر فکر می کنید خجالت می کشید برای این نوع ارتباط (جرأت مندانه) کاری که می توانید انجام دهید، این است که در خیلی از ارتباطات حرف هایی که به طرف مقابل می خواهید بزنید را بنویسید و به صورت ذهنی تمرین کنید (مثلاً جلوی آئینه) و در این فرآیند احساسات خود را بررسی کرده و همچنین مزایایی که این صحبت و این نوع ارتباط می تواند برای شما داشته باشید را یادداشت کنید (می توانید صحبت های خود را ضبط کنید) تا به شما انگیزه بیشتری برای اجرا کردنش بدهد

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *