تعریف کردن

چقدر با این نظر موافقید که تعریف کردن از دیگران و اطرافیان باعث میشود که افراد حد و حدود خودشان رو ندانند و به قدر کافی کارهای خود را خوب انجام ندهند و به اصطلاح شاید هم “پُررو” بشوند !!!؟

خیلی از اوقات شاید شنیده باشیم یا خودمان از این جملات استفاده کنیم :

  • نه بابا تعریف می کنی ازش پررو میشه
  • نه بابا اگه بگی کارش خوبه، دیگه نمی تونی جمعش کنی و . . .
  • نه نمی خواد تعریف کنی، اینجوری دیگه پیشرفت نمی کنه
  • اگه ازش تعریف کنم، با خودش فکر می کنه که دیگه کی هست !!

دلایل تعریف نکردن از دیگران :

 

تعریف نکردن http://rabdollahi.com/saucy

 

سوال اینجاست که ما چرا از دیگران تعریف نمی کنیم !!

  1. ما تصور این را داریم که با تعریف کردن از دیگران، موقعیت فعلی خود را خراب می کنیم، مخصوصاً که اگر در حیطه از شخص مقابل تعریف کنیم که خودمان هم در آن حیطه در حال فعالیت هستیم یا اینکه شخص مقابل از لحاظ موقعیت اجتماعی با هم رده باشد که البته این از عدم وجود عزت نفس می باشد
  2. اکثر ما در فرهنگی بزرگ شدیم که تعریف و حمایت را از والدین خود دریافت نکردیم و یا در مدارس همیشه دنبال ایده آل ها بوده اند و تصور بر این بود که با تعریف کردن، احتمال پیشرفت دانش آموز گرفته می شود و همین باعث شده تا رفتارهای عادتی ما بیشتر انتقاد کردن و سرزنش کردن و گله کردن باشد تا رفتارهایی مثل تشویق و حمایت
  3.  خیلی از ما تحت تأثیر کمال گرایی منفی هستیم و تبلیغات رسانه ای ما همیشه پر شده از تصاویر بی نقص و دنیای ایده آل ذهنی، لذا همه چیز را با ایده آل ها در نظر می گیریم و خب به راحتی نمی توانیم از چیز یا کسی تعریف کنیم
  4. نگران از این هستیم که شاید دیگران فکر کنند که ما چاپلوسی می کنیم (مخصوصاً وقتی که از بالا دستیِ خود قصد تعریف داشته باشیم) و در حقیقت روش درست تعریف کردن را یاد نگرفتیم

و اما اتفاقی که در واقعیت می افتد

وقتی ما روی اشتباهات و یا اخلاقیات بَد شخص دیگر (که البته از از نظر نظام ارزشی ما شاید مشکل داشته باشد) توجه می کنیم و به آنها اشاره می کنیم، شخص مقابل در صدد توجیه یا انکار این موضوع خواهد بود

و اگر او هم بتواند، حتماً در شرایط مشابه اشتباه ما را پیدا خواهد کرد و نکات منفی ما را بازگو می کند و در این حالت درون یک چرخه ای از انتقاد و گله و شکایت و سرزنش قرار خواهیم گرفت و فقط به دنبال اشکالات و اشتباهات و رفتارهای ناپسند همدیگر هستیم.

دقت کنید که افراد در بحث ها و مشاجرات فقط دیگران رو مقصر می دانند و از رفتارهایی مثل انتقاد و سرزنش استفاده می کنند. و در این به اصطلاح (بگومگوها) نه تنها کسی حرف دیگری را تأیید نمی کند، بلکه اشتباهات و رفتارهای بد طرف مقابل را  هم به رُخش  خواهد کشید و یا دلیل رفتارهای اشتباه خود را رفتارهای دیگری می داند.

ولی فقط کافی است که یکی از طرفین اعتراف به اشتباه یا خطای خود کند و یا  عذرخواهی کند، در این صورت شخص مقابل هم معمولاً به اشتباه خود اعتراف می کند و اگر هم این کار را نکند، حداقل سکوت خواهد کرد  و بحث را ادامه نمی دهد.

خیلی از اوقات شاید دیده باشیم که در یک دعوا یا مشاجره به محض اینکه کسی خود را مقصر می داند و عذرخواهی می کند، طرف مقابل هم احتمالا در جواب این چنین خواهد گفت :

” البته شما هم حق داشتید و من هم یک مقدار زیاده روی کردم و منم  نباید همچین کاری را انجام میدادم”

حالا تصور کنید اگر در یک رابطه (اعم از رابطه زناشوئی – کارمند و مدیر – شاگرد و استاد  و ….. ) یک طرف روی نکات مثبت  دیگری بیشترین توجه را داشته باشد، طرف مقابل چگونه رفتار می کند !!!

در این حالت معمولاً شخص مقابل در بهترین وضعیت خود خواهد بود و بهترین عملکرد را خواهد داشت و با آزادی رفتارهای خود را انتخاب می کند. (رفتاری از سر میل و اشتیاق و نه از سر ترس و از سر وظیفه یعنی یک رفتار با کیفیت)

ما معمولاً به خاطر اینکه دیگری از ما سوء استفاده نکند یا به اصطلاح خودمان توقع بیجا و یا درخواست های نامعقول نداشته باشد، ممکن است که کارهای او را کوچک تر و یا نادیده جلوه دهیم و یا به دنبال اشتباهاتش باشیم و از همان اول جلوی هرگونه اتفاقات احتمالی (در ذهن خود) را بگیریم

دقیقاً این رفتار به مشابه این می ماند که در یک قرارداد کاری که سود زیادی دربر خواهد داشت، از همان اول به واسطه اندک ضرری که شاید برایمان داشته باشد، کل قرارداد را فسخ کنیم

تعریف کردن http://rabdollahi.com/saucy

تعریف کردن

 

نکات مهم در تعریف کردن :

وقتی قرار است که دیگران را تشویق کنیم یا از آنها تعریف کنیم، باید این موارد را در نظر بگیریم

  • در تعریف خود دلیل آن را مشخص کنیم
  • به جای برچسب های ایستا (مثل باهوش، زرنگ، خوشتیپ و …. ) به فعالیت و رفتاری که شخص انجام می دهد اشاره کنیم،
  • هرگز پس از تعریف و تشویق، از دیگران درخواست نکنیم و اگر لازم است از آنها به خاطر کار ارزشمندی که برای ما انجام داده اند، تشکر کنیم

چند مثال از تعاریف حرفه ای :

پدر به فرزند : پسرم تو واقعاً تلاش خیلی خوبی داری، کاملاً متوجه هستم که هرروز به صورت مرتب تمرین ساز زدن خودت را انجام می دی و همچنین از تکالیف مدرسه خودت عقب نمی مونی

تعریف همسر : عزیزم ازت ممنونم، دقت کردم که توی این یک دو هفته اخیر، بچه ها را سروقت به مدرسه بردی و در ضمن هر روز غذای خوشمزه ای که من دوست دارم درست کردی و یادم نمیاد که خونمون نامرتب بوده باشه، بهت افتخار می کنم

 

اگر تا به حال از دیگران تعریف نکردیم، احتمال اولین تعاریف ما شاید مصنوعی باشد و یا اینکه دیگران به درستی از ما دریافت نمی کنند ولی ممارست در این امر باعث می شود که هم ما در این امر حرفه ای تر شویم و همچنین دیگران هم ما را با این خصوصیت جدید بشناسند

 

 

 

انتقاد و انتقاد پذیری چیست ؟

انتقاد : در این مقاله سعی داریم که به تعریف انتقاد و انتقاد پذیری و روشهای انتقاد کردن و هدف از آن بپردازیم

 

تعریف انتقاد :

به معنای آن است که رفتار، عملکرد، گفتار، نحوه پوشش و یا ویژگی های شخصیتی طرف مقابل را مورد ارزیابی و قضاوت منفی قرار دهیم و این قضاوت های منفی را برای او بازگو کنیم

ما رفتارهای مخربی در جعبه ابزار رفتاری خود داریم مانند ( انتقاد سرزنش گله کردن تهدید تنبیه غرغر کردن باج دادن ) که باید گفت که یکی از مخرب ترین رفتارهای انسانی می باشد (چه در روابط خانوادگی و زوجین، روابط بین مدیر و کارمند و یا شاگرد و استاد و . . .  

شاید جالب باشد که بدانید آقای جان گاتمن (John Gottman) که بنیان گذار یک موسسه آموزشی و پژوهشی در زمینه روانشناسی خانواده و طلاق و فرزندپروری است و پیش بینی های او در زمینه احتمال طلاق گرفتن زوجین زبان زد دنیای روانشناسی می باشد، انتقاد را مهمترین عامل طلاق می داند.

در نهایت باید گفت که انتقاد یکی از مخرب ترین رفتارهای زیان رسان در ارتباطات می باشد.

انتقاد کردن در بهترین حالت مانند این است که یک شخص سیر بخورد و بهترین داستان ها و یا اشعار را از نزدیک برای ما تعریف و یا خوانندگی کند.  انتقاد http://rabdollahi.com

 

معمولاً چه وقت این کار را انجام می دهیم ؟

هر کسی به واسطه تعامل با دنیای بیرونی از نوزادی تا به اکنون در ذهن خود یک دنیای مطلوب  ایجاد کرده که در این دنیا چیزهای دوست داشتنی، باورها و ارزشهای خود و همچنین افراد محبوب خود را در آن نگهداری می کند و حالا اگر در دنیای واقعی ای که فرد مشاهده می کند، چیز یا شخصی یا شرایطی متفاوت از دنیای مطلوب خود باشد، حتماً این شخص یک رفتار برای مطابقت آن انجام خواهد داد

خیلی از ما با توجه به الگوهای رفتاری خود، ممکن است که رفتار انتقاد را انتخاب کنیم (چه درست و یا نادرست، به هرحال تصور این را داریم که با انتقاد می توانیم اوضاع را بر وقف مراد خود کنیم و یا تعادلی بین دنیای مطلوب و دنیای واقعی برقرار کنیم )

البته که تنها دلیل انتقاد کردن فقط این موضوعی که اشاره کردم نیست

 

انواع انتقاد کردن :

چه دلیلی وجود دارد که انواع این کار را عنوان کنم چرا که هدف اصلی ما عیب جویی نیست بلکه منصرف کردن شما از این رفتار است. شاید (البته شاید) با خواندن این موضوع همین الان بخواهید دیگر خواندن این مقاله را ادامه ندهید ولی دلیل آن را خواهم گفت و البته که روشهای انتقاد کردن (در موارد خاص) را بیان خواهم کرد.  

 

انتقاد پذیری و مراحل آن :

اشاره کردم به اینکه انتقاد رفتار مخربی است و اینکه باید گفت که هیچ شخصی از انتقاد خوشش نمی آید و اگر کسی می گوید که از من انتقاد کنید معمولاً قصد دارد بازخورد بگیرد و هدفش تخریب خود نیست ولی ما فقط می توانیم بر نوع انتقاد کردن و پرهیز از انتقاد کردن خودمان کنترل داشته باشیم و نمی توانیم دیگران را از این کار بازداریم و به هرحال مورد انتقاد دیگران قرار خواهیم گرفت

جالب اینجاست که خیلی از ما در جهت انتقاد نکردن دیگران، خود انتقادهای کوبنده ای علیه طرف مقابل انجام می دهیم

خیلی از اوقات انتقادها وارد نیست ولی ما را ناراحت و باعث رنجش ما می شود

خیلی از اوقات انتقادی که از ما می شود، درست است ولی به هرحال دردناک و پذیرش آن سخت است ولی قابل استفاده برای ما خواهد بود

خیلی از اوقات انتقاد از ما درست است ولی هدف منتقد شاید که تخریب ما باشد ولی باز هم می توان به نحو صحیحی از آن استفاده کرد و در جهت اصلاح خود گام برداشت

شاید بتوان به این رفتار شبیه یک بسته اسکناس که با جنسی از چوب و یا در بعضی از موارد با آهن یا سنگ بسته بندی شده است نگاه کرد که شخص منتقد آن را به سر یا بدن ما می کوبد (چقدر خوب می شود که بتوان مثل یک دربازه بان آن را گرفت و آن را بسته را باز کرده و از محتویات آن بهره مند شد و آموزش انتقاد پذیری به ما این مهارت را خواهد داد)  

حالا چه کنیم برای دریافت انتقادات !!!!

۱٫     با دقت گوش کنیم : فقط شنونده نباشیم بلکه فعالانه گوش دهیم طوری که شخص مقابل متوجه شود که ما برای حرف ایشان ارزش قائل هستیم به ۳ دلیل :

·        اشخاص متوجه گوش دادن شما می شوند و میزان عصبانیتشان کاهش پیدا می کند

·        بعضی از اوقات هدف منتقد دیده شدن خود است و می خواهد که شخص مورد نظر انتقادش رو گوش کند

·        حرف های شخص مقابل را بهتر درک می کنیم

۲٫     تشکر و قدردانی : واقعاً باید تشکر کنیم!!! آری تشکر می کنیم از او. نه برای اینکه از ما ایراد گرفته بلکه از این که به ما توجه کرده و نظرش را به ما گفته است چون باید در نظر گرفت که ما همیشه از طرف عزیزانمان انتقاد می شنویم و نه از افراد غریبه

·        نکته قابل توجه اینکه تشکر ما طوری نباشد که طرف فکر کند قصد مسخره کردنش را داریم

۳٫     ابراز تأسف : به این معنی نیست که حرف او مورد پذیرش قرار خواهد گرفت بلکه هدف این است که برای ناراحتی او ارزش قائل شویم و از این بابت متأسفیم و طبیعتاً جای عذرخواهی نیست (واژه متأسفم به جای عذرمی خواهم)

۴٫     سوال کردن یا پیدا کردن دلیل : حالا وقت آن است که به بررسی موضوع انتقاد بپردازیم تا از ذهنیت شخص منتقد آگاه شویم و بفهمیم که در دنیای مطلوب او چه می گذرد و یا اینکه اگر درست متوجه نشده باشیم با بیشتر سوال پرسیدن موضوع بیشتر باز شود و تا می توانیم موضوع را شفاف سازی کنیم چرا که بتوانیم کاری برای انتقاد انجام دهیم

۵٫     توضیح دادن یا به نوعی جبران کردن : خیلی از اوقات انتقادها به دلیل تفاوت در سلیقه است که می توان با احترام نظر شخصی خود را گفت و خیلی از اوقات بعد از بررسی به این نتیجه می رسیم که انتقاد شخص مقابل درست است و بهتر است که برای جبران آن کاری انجام دهیم تا اینکه فقط عذرخواهی کنیم و بهتر این است که با انجام دادن کاری یا قول انجام آن به طرف مقابل قضیه را جمع بندی کنیم.

نکات مهم در انتقاد پذیری :

·     توجه به احساسات خود داشته باشیم و بدانیم که صرفاٌ انتقاد شخص مقابل مربوط به رفتار ما است نه شخصیت ما

·     بدانیم که هرکسی مسئول رفتار خویش است و شما مسئول انتقاد کردن او نیستید و فقط اگر می شود کاری انجام داد، آن را انجام دهید

·     در مقابل انتقادات دیگران (در صورت وارد بودن ) به دید حل مسأله نگاه کنید  

 

روش های انتقاد کردن :

ولی با تمام این تفاسیر ممکن است که گاهی لازم باشد که ما هم از کسی عیب جویی کنیم (بدانیم که کوپن انتقادمان را کجا خرج کنیم) پس لازم می دانم که قبل از انتقاد کردن به این موارد دقت کنید و این سوالات را از خود بپرسید :

·        اگر می شود انتقاد نکرد خب انتقاد نکنیم : هدف از انتقاد (سالم و سازنده) اصلاح است و سوال اینجاست که آیا نمی شود کاری دیگری مثل سوال پرسیدن انجام داد !؟

·        آیا موضوع ارزش انتقاد دارد !!!

·        آیا خودمان در این موضوع مشکلی واقعاً نداریم و آیا این انتقاد به خود ما هم وارد نیست !!!

·        آیا اصلاٌ به ما ربط دارد و حق دخالت کردن داریم !!

·        آیا موضوعی که می خواهیم بگوئیم صرفاٌ سلیقه ای نیست !!

·        آیا شناخت کافی از شرایط و اوضاع داریم و یا دلیل کار شخصی که می خواهیم انتقاد کنیم را می دانیم !؟

·        آیا هدف از انتقاد اصلاح یک رفتار است یا صرفاٌ نشان دادن خودم به دیگری است !!

حالا چطور انتقاد کنیم ؟

فرض بر اینکه همه چیز را بررسی کردیم و شرایط برای انتقاد کردن محیاست، حالا باید بدانیم که چطور این کار را انجام بدهیم  :

۱٫     اجازه گرفتن : یکی از شرایط این است که اصلاٌ اجازه این کار را داشته باشیم، که می توان برای این موضوع از شخص مورد نظر اجازه گرفت که این کار باعث می شود که ما ادب خود را نشان دهیم و دوم اینکه زمان و مکان و شرایط مناسب آگاهی پیدا کنیم و سوم اینکه احتمال گارد گرفتن طرف مقابل کاهش پیدا کند و . . .

·        نکته حائز اهمیت این است که نگوئیم که اجازه دارم که از شما یک انتقاد کوچک داشته باشم !! و در صورت عدم موافقت اصرار بیهوده و یا ابراز ناراحتی نکنیم

۲٫     به روش ساندویچی عمل کنید : اول از طرف حسن جویی کنید (البته حسن جویی مرتبط با موضوع انتقادتان) و بعد بیان ایرادکنید و دوباره باز هم تشکر و حسن جویی.

۳٫     فقط اظهار نظر خود : گفتیم که یکی از بزرگترین دلایل ایراد گرفتن ما تلاش برای تغییر دنیای واقعی و مطابقت با دنیای مطلوب خودمان است، پس چه بهتر که در بیان خود بگوئیم که نظر شخصی من است یا ترجیع یا پیشنهاد من این است.

۴٫     اشاره به رفتار : در بیان انتقاد نگوید که تو اینطوری هستی یا کلاً مدلت این هستش که ….. در حقیقت نارضایتی خود را به رفتار او نسبت دهید تا شخص متوجه شود که شما با او مشکلی ندارید و در ضمن اگر قرار هست که کاری انجام دهد، بتواند در جهت اصلاح رفتار خود گامی بردارد.

۵٫     منتظر اصلاح نباشید : توقع نداشته باشید که بعد از بیان انتقاد سریعاً شخص تغییر رفتار داده و به او فرصت دهید و او را تحت فشار قرار ندهید و این نکته در نظر بگیرید که او هم درست مثل شما دنیای مطلوب خاص خود را دارد.

نکات مهم در انتقاد کردن :

·        یکی از مهمترین پیش نیازهای انتقاد اطلاعات کافی از شرایط و دلایل کار شخص مقابل است چون به نوعی با انتقاد کردن ما شخص مقابل را ممکن است مورد قضاوت قرار دهیم.

·        از واژه های مودبانه استفاده کنید و از زدن برچسب های ناپسند خودداری کنید و اشاره مستقیم و دقیق فقط به رفتار او داشته باشید.

·        طوری بیان نکنید که او فقط مقصر است (مثلاً اینکه متوجه هستم که این تغییر رفتار برایت سخت است یا من هم ممکن است در شرایط تو همینطوری عمل کنم یا قبلاً اینطوری بوده ام)

·        لحن آرام و مهربانانه ولی در حین حال جدی باشید و در طی این فرآیند شوخی نکنید و یا کنایه و سرکوفت نزنید

 

سخن پایانی :

            شاید بهتر بود که این موارد را در خانواده، مدرسه، رسانه های تلویزیونی و به هرحال از سنین پائین تری آموزش می دیدیم و باید گفت که همگی ما این رفتار را در جعبه ابزار رفتار خود در طبقه اول جای نهادیم و حتی طرز کار آن را هم بلد نبودیم و حالا با آموزش و فهم این موضوع می توان به تمرین آن پرداخت

نکته حائز اهمیت این است در اوایل کار احتمال این است که در مدیریت احساسات خود، موفق نباشیم و یا احساس کنیم که انتقاد پذیری و یا ایراد گرفتن را به صورت مصنوعی انجام می دهیم، نگران نباشید این موضوع کاملاٌ طبیعی است و با تکرار و تمرین این کار به راحتی صورت می پذیرد

می توانید با دوستان نزدیک خود یا یا افراد خانواده تمرین کنید و از آنها عیب جویی کنید و در مقابل ایراد گرفتن آنها، انتقادپذیری را تمرین کنید و به همدیگر کمک کنید

یادتان باشد در حین تمرینات مثل روبات عمل نکنید چرا که شما یک انسان هستید و انتخاب های بیشماری در استفاده از واژه ها و بیان و حالت های انتقاد کردن و جواب دادن دارید

می توانید هم اکنون در قسمت دیدگاه در انتهای همین صفحه از این مطلب انتقاد کنید تا با استفاده از ایده های شما مقاله هایی با کیفیت بیشتر را انتشار دهم.  

 

جرأت مندی :

وقتی صحبت از جرأت می شود، ممکن است کلماتی مثل شجاع بودن یا جسارت یا پرقدرت بودن هم به ذهن ما خطور کند، هر کسی ممکن است تعریفی از جرأت داشتن داشته باشد، شاید غلبه بر ترس ها، شاید هم در بعضی از اوقات جرأت زیادی برای افراد به صورت حماقت تلقی شود.

من در این مقاله سعی دارم به موضوع جرأت مندی در ارتباطات و تعاملات بین فردی بپردازم که این ارتباطات شامل ارتباطات همسالان، همکاران، اعضای خانواده، زوجین، کارمند و مدیر و ارتباطات عامیانه مثل تعاملات شهروندی  یا خریدار و فروشنده باشد.

مطمئناً پیش فرض های زیادی برای جرأت مندی در باورهای عمومی وجود دارد مانند مثالهای ذیر :

جرأت داشتن یعنی رک حرف زدن

جرأت داشتن یعنی حق خود را گرفتن

جرأت داشتن یعنی در یک جمع صحبت کردن

جرأت داشتن یعنی کنار گذاشتن خجالت ها

جرأت داشتن یعنی نه گفتن یا حق خود را گرفتن

جرأت مندی یکی از ارکان اصلی مهارت های ده گانه زندگی است  وباید گفت که فراگیری جرأت مندی به ما می آموزد تا احساسات، افکار و حتی آرزوهای خودمان را بیان کنیم و از حقوق قانونی خود با در نظر گرفتن حقوق دیگران دفاع کنیم و نکته مهم این است که جرأت مندی واقعاً یک ویژگی شخصیتی نیست که کسی آن را داشته باشد یا به ارث برده باشد و دیگری از آن محروم باشد (البته که شرایط محیطی و پیش فرض های مرتبط با آن بسیار تأثیر گذارند)

واقعیت این است که مهارت جرأت مندی آموختنی است چرا که وقتی صحبت از مهارت می کنیم یعنی می توان آن را یاد گرفت و تمرین کرد و از آن در مراحل مختلف زندگی بهره برد مثل تمام مهارت های دیگر همچون نواختن موسیقی، تمرینات ورزشی، دوچرخه سواری ، رانندگی، تایپ ده انگشتی و ….

اگر اینطور نبود که آموزش آن ثمری نداشت، متأسفانه چون مهارت های ارتباطی و زندگی مهارتهایی هستند که شاید دستورالعمل های شفافی گاهی اوقات نداشته باشند، همچون دستورالعملهای آشپزی یا رانندگی، ما تصور این را داریم که فرد باید پیش زمینه هایی داشته باشد.

خب اشاره کردم که جرأت مندی به نوعی فراگیری این مهارت در روابط خودمان است پس لازم می دانم که دو نوع سبک تعاملی (منظور همان رفتارها و روشهای غالبی که در ارتباطات خود از آن استفاده می کنیم) که به صورت پیش فرض ما یاد گرفته ایم، را بیان کنم و بعد سبک تعامل جرأت مندانه را آموزش دهم.

روش منفعل : 

جرأت مندی http://rabdollahi.com/assertivness/

روش منفعل

وقتی ما به صورت منفعلانه ارتباط برقرار می کنیم در حقیقت احساسات و افکار و خواسته هایمان را به صورت غیرمستقیم می گوئیم مثل (نارضایتی، گریه کردن، قهر کردن، غُرغُر کردن) یا ممکن است که به طور کلی آنها را عنوان نکنیم یا وجود این چنین نیازهایی را در خود انکار کنیم.

ممکن است در نظر خواهی ها تظاهر به موافقت کنیم و آن را با یک تبسم نشان دهیم یا ممکن است بیش از سهم خودمان به حرف های طرف مقابل گوش دهیم.

ممکن است در قبول یک سری از مسئولیت ها به جای نه گفتن بهانه بیاوریم مثل : (من که متخصص نیستم، من واقعاً نمی توانم از عهده آن بر آیم) یا خودمان را به زحمت های دیگری بیندازیم تا آن مسئولیت را قبول نکنیم.

اگر در حالت منفعل داشته باشیم  صدای ما نرم و ضعیف و کمی لرزش داریم. شک و تردید فراوان است و در هنگام صحبت کردن واژه کم می آوریم. مبهم و ناواضح حرف خود را بیان می کنیم و گاهی برای حرف خودمان به تأیید چند نفر نیازمندیم

شانه های ما می تواند خمیده باشد و دنبال چیزی برای تکیه دادن (چون انرژی کم است). به نوعی احساس بی قراری داریم. تماس چشمی هم سخت است چرا که از درون چیزهای زیادی برای پنهان کردن داریم

آیا این حالت ها برای شما آشناست !

البته که هیچ شخصی همیشه در این حالت نیست و ممکن است در مواجه به افرادی اینطور برخورد کند و در مواجه با دیگری از روش تعاملی خشن استفاده کند که در ادامه خواهیم گفت

نمونه هایی که معمولاً افراد در این حالت از روش تعاملی منفعل استفاده می کنند :

  • ارتباط کارمند با رئیس خود
  • ارتباط یک طرف از زوجین که ممکن است در بیان خواسته های خود ترس داشته باشد
  • ارتباط فرزند با والدین
  • ارتباط شاگرد با استاد

شاید با خود حدس زده باشید که افراد خجالتی معمولاً از این سبک تعاملی استفاده می کند، (البته بهتر است به جای کلمه فرد خجالتی، بگوئیم فردی که رفتار خجول گری را انتخاب می کند)

جرأت مندی http://rabdollahi.com/assertivness/

ناراحت از درون

 

 

کسی که از این روش استفاده می کند، اغلب اوقات در گفتگوهای درونی خود به سر می برد و مشغول بیان آنها برای خود و احتمالاً غُرغُر کردن است و وای به وقتی که این احساسات فوران کند (درست مثل یک کش که با فشار بیش از حد رها می شود و بعد از رهایی یعنی پرخاش گری و …..

 

 

 

روش خشن :

معمولاً در این حالت می توانیم احساسات و افکار و نیازهایمان را با قدرت بیان کنیم ولی مشکل اینجاست خیلی از اوقات منجر به کدورت و یا زیرپا گذاشتن حقوق انسانی دیگران شود چرا که معمولاً با استفاده از تحقیرهای طعنه آمیز، پرخاشگری و بدون در نظر گرفتن شرایط محیطی بیان می شود

جرأت مندی http://rabdollahi.com/assertivness/

پرخاش گری

در این روش از انتقاد استفاده می کنیم (مخرب ترین رفتار ارتباطی) و انگشت سرزنش به سمت دیگری داریم که طبیعتاً باعث احساس آزردگی خواهد شد

این جمله ها اغلب با “تو” شروع می شود و بعد از آن یک انتقاد و یا یک برچسب (گذاشتن یک صفت به خود شخص) به دیگری

از اصطلاحات مطلق مثل “همیشه” و “هرگز” استفاده می شود

طوری رفتار می کنیم که حتماً به حق هستیم و می توانیم هر رفتاری انجام دهیم

ممکن است گاهی این حالت را با بی محلی و سرد بودن انجام دهیم ولی با این تفاوت که از موضع قدرت به فرد نگاه می کنیم

شاید هم بسیار گستاخانه رفتار کنیم

در این حالت گوش دادن به طرف مقابل صورت نمی گیرد و در صورت گوش دادن فقط منتظر استفاده از همان جملات طرف مقابل برای تحقیر خودش هستیم

واقعیت این است که رفتار بدین صورت باعث بروز تعارضات(اختلافات) خواهد شد، شاید در برخورد با فردی که اینطور رفتار می کند، منجر به لجبازی طرف مقابل شود، شاید باعث شود که طرف مقابل از سبک منفعل استفاده کند و در روابط نزدیک هم باعث دوری افراد از شما خواهد شد.

حال که با این دو روش آشنا شدید (روشهای غالب ارتباطی ما ) وقت آن رسیده که به روش تعاملی جرأت مند بپردازم

 

روش جرأت مندانه :

وقتی شما در این حالت باشید :

جرأت مندی http://rabdollahi.com/assertivness/

ابراز وجود

خواسته ها و افکار و احساسات خود را به صورت مستقیم بیان می کنید و حتی بر حقوق خود پا فشاری می کنید و البته با در نظر گرفتن حقوق دیگری (که خود این یکی از مولفه های شاد زیستن است )

شما صبوری به خرج می دهید و با دقت به طرف مقابل گوش می دهید طوری که آنها هم متوجه گوش دادن شما بشوند. شما آماده مذاکره و رسیدن به توافق هستید ولی حاضر به از دست رفتن حقوق و شأن انسانی خود و دیگری نیستید. حتماً تقاضاها و مخالفت های خود را به صورت واضح بیان می کنید

از فرد مقابل تشکر می کنید و در صورت لزوم تعریف و تمجید (به طور واقعی) می کنید (نه از سر ترس و اجبار)

در ضمن پذیرای تعریف دیگران هم هستید

احساس توانمندی را در خود ایجاد کرده و به دیگری هم انتقال می دهید و در عین حال با دیگری همدلی می کنید

تن صدای شما آرام و رسا و محکم است، به دنبال اثبات خود و یا له کردن دیگری نیستید. به راحتی تماس چشمی ایجاد می کنید چرا که نه قصد جسارت دارید و نه قصد دروغگوئی

در این حالت کسی را مورد سرزنش و انتقاد قرار نمی دهیم

چرا ما به صورت جرأت مندانه تعامل نمی کنیم    

خیلی از دلایل باعث شده که ما به صورت جرأت مندانه رفتار نکنیم، یکی از مهمترین آنها کمبود عزت نفس است که به واسطه نوع تربیتی ما در خانواده و مدرسه است

یک نمونه ساده این است که از کودکی خیلی از اوقات به ما گفتند استفاده از ضمیر “من” به نوعی خودخواهی محسوب می شود، حالا شما بقیه مسائل را تصور کنید !!

قسمتی از مغز ما به واسطه شرایط اجداد ما شکل گرفته است و حرفش این است که یا بجنگ یا فرار کن (یعنی روش منفعل یا روش خشونت آمیز)

مزایای استفاده از روش جرأت مندانه :

هر کسی یک ادراک و یک تفسیر متفاوت از صحبت های ما دارد و اگر ما به درستی نتوانیم خواسته های خود را بیان کنیم، معمولاً به ایما و اشاره و ارتباطات غیرکلامی رو می آوریم و مطمئناً هرکسی با توجه به ادراک خود متفاوت برداشت می کند.

حرف زدن بدین صورت باعث می شود که بتوانیم به راحتی حرفها، نیازها، احساسات و خواسته های خود را بیان کنیم و خود این موضوع باعث می شود که راحت تر حرفها، نیازها و خواسته های دیگری را گوش کنیم

خودخوری ما کمتر می شود و لذا باعث بالا رفتن عزت نفس و اعتماد به نفس ما می شود

راحت تر صحبت می کنیم و شناخت بهتری نسبت به خود و دیگری خواهیم داشت و این یعنی ارتباط موثر

 

جمع بندی و راهکار مناسب :

اگر فکر می کنید خجالت می کشید برای این نوع ارتباط (جرأت مندانه) کاری که می توانید انجام دهید، این است که در خیلی از ارتباطات حرف هایی که به طرف مقابل می خواهید بزنید را بنویسید و به صورت ذهنی تمرین کنید (مثلاً جلوی آئینه) و در این فرآیند احساسات خود را بررسی کرده و همچنین مزایایی که این صحبت و این نوع ارتباط می تواند برای شما داشته باشید را یادداشت کنید (می توانید صحبت های خود را ضبط کنید) تا به شما انگیزه بیشتری برای اجرا کردنش بدهد